دیشب خیلی خیلی خیلی خسته بودم
پسرمو که سه ساله ش هست خوابندم خودمم از خستگی غش کردم
یهو ساعت چهار از صدای خنده ها این سه تا دختر بیدار شدم یهو شنیدم صدای دو تا آقای دیگه هم میاد شوکه شدم تا ساعت پنج اینا میخندیدن و قهقه میزدن و نزاشتن من بخوابم و پسرمو بیدار کردن با صداهاشون خوب....