دیشب رفته بودیم بیرون ، با شوهرم از کنار یه ساندویچی رد شدیم
گفت یادته اینجا کباب ترکی خوردیم؟
دخترم گفت کی بابا؟ باباش گفت تو نبودی اون موقع
من رفتم تو دوران قبل از بچه دار شدنم
چقدرر خوب بود همه چیزش
خدا رو هزار بهر شکر بخاطر وجود دخترم
ولی بعد بچه نه جسم نه ذهن نه روح اون آزادی قبل بچه دار شدن رو نداره
بعد از بچه همه چیز و همه کار فقط بخاطر اونه
قبلش هر وقت دلم میخواست میخوابیدم هر وقت دلم میخواست میرفتم بیرون
نگران غذای بچه نبودم، نگران مریض شدنش نبودم ، نگران آینده نبودم، نگران شاد کردنش، و هزااار نگرانی دیگه
موافقید؟؟