دوستان یه کسایی هستن مثه من که همیشه عاشق ازدواج زود بود ولی قسمتم نشد شرایطم جور نبود خواستگار خوبم نداشتم تو سن ۲۹سالگی امشب خیلی حالم گرفته هست گفتم با شما درمیون بزارم بنظر شما خیلی دیر شده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سن ۲۹ زود نیست ولی خیلی دیر هم که نیست بشینی غصه بخوری
خیلی ها بالای ۳۰ سال ازدواج میکنن
از هلهله ی حرامیان ناراحت نباشید. ببینید سمت کجای این ماجرا هستید؟ اگر سمت خیمه ی امام حسین هستی خدا رو شکر کن تو چیزی داری به اسم شرف ... تو حلال زاده ای ... تو لقمه ی حلال خوردی... این جماعت بارها شادی کردند. با قتل دختر پیامبر...با قتل امیرالمومنین...با قتل امام حسن...با قتل علی اکبر...با قتل حضرت عباس...با قتل علی اصغر...با قتل امام حسین...با اسارت زینب س...شادی کردن اینها چیز جدیدی نیست 🇮🇷 دست خائن ؛ منافق ؛ غارتگر ؛ مفسد ؛ مستبد ؛اختلاس گر از تو کوتاه🇮🇷 (جنگ نبود ، تست حلال و حروم بود).
منم مثل شما بودم از بچگی دوس داشتم ۱۸ سالم بشه عروس بشم ولی قسمتم این بود ۲۸ سالگی بله بگم
به نظرم ازدواج به قسمت دست آدم نیس هرچقدرم زور بزنی تا قسمتت نباشه جفتو جور نمیشه فقط از خدا بخواه یه بخت خوب نصیبت بشه سن ازدواج دیگه تو این دوره زمونه ملاک نیس
ولی من از بس دعا و ختم برداشتم دیگه بیخیال شدم نماز خاصی میخوندی؟؟
نه همون نماز یومیه ولی واقعا از ته دلم از خدا میخواستم هروقت هرچی از ته دلم از خدا خواستم برام اجابت کرده ولی اینو بگم من خواستگاری داشتم که دوسال بود میخواست بیاد خواستگاری نه که باهاش دوست باشما نه،خانواده ها باهم در ارتباط بودن دورادور همو میشناختیم ولی هروقت میخواستن پا پیش بزارن یه فامیل درجه یک یا از اونا از ما فوت میکرد بعد تا چهلمش در نیومده یکی دیگه ۵ نفر فوت کردن بعد دو سال من دیگه واقعا خسته شده بودم از این بلاتکلیفی تو این بین هرکی هم میومد خانوادم اجازه نمیدادن میگفتن فلانی اول بیاد صحبت کنیم اگر نشد بعد بقیه بیان
خلاصه بعد ۲ سال خانواده شوهرم سروکله شون پیدا شد اصلا موندم چطوری خانوادم اجازه دادن بیان خونمون چون تا قبلش هرکی میومد میگفتن نه اونا اول باید بیان اصلا انگار طلسم شده بودن همچین قشنگ جور شد بدون هیچ مشکلی بدون هیچ تحقیقی حالا بماند که اون خانواده اولیه چقدر از دستمون ناراحت شدن که صبر نکردیم دیگه اینجا بود همه به قسمت ایمان آوردیم حالا از سمت شوهرمم بماند که اصلا قصد ازدواج نداشته فقط واسه اینکه خانوادشو از سر وا کنه میگه یه خواستگاری برم الکی بعدا عیب بزارم رو طرف که اونم میادو قسمتش من میشم بی چک چونه😁