دوستان یه کسایی هستن مثه من که همیشه عاشق ازدواج زود بود ولی قسمتم نشد شرایطم جور نبود خواستگار خوبم نداشتم تو سن ۲۹سالگی امشب خیلی حالم گرفته هست گفتم با شما درمیون بزارم بنظر شما خیلی دیر شده
من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بیبی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنسها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊
همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بستهبندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.
در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بیبی لایف سفارش میدم 💜👶🏻
سن ۲۹ زود نیست ولی خیلی دیر هم که نیست بشینی غصه بخوری
خیلی ها بالای ۳۰ سال ازدواج میکنن
مشرکان از پیامبر معجزه میخواستند در حالی که از بت هایی که میپرستیدند حتی یک دلیل هم نمیخواستند. به باطل ، بی هیچ برهانی ایمان میآوردند اما از حق ، برهان طلب کردند. برخی از پیروان باطل همین گونه اند. از اهل حق بسیار دلیل میخواهند ولی از کسانی از آنان پیروی میکنند حتی یک دلیل هم نمیخواهند. پس هر کس که برهان میطلبد لزوما حقیقت جو نیست. برخی دلیل رو برای هدایت شدن نمیخواهند بلکه میخواهند راه گریزی از حقیقت پیدا کنند
منم مثل شما بودم از بچگی دوس داشتم ۱۸ سالم بشه عروس بشم ولی قسمتم این بود ۲۸ سالگی بله بگم
به نظرم ازدواج به قسمت دست آدم نیس هرچقدرم زور بزنی تا قسمتت نباشه جفتو جور نمیشه فقط از خدا بخواه یه بخت خوب نصیبت بشه سن ازدواج دیگه تو این دوره زمونه ملاک نیس
ولی من از بس دعا و ختم برداشتم دیگه بیخیال شدم نماز خاصی میخوندی؟؟
نه همون نماز یومیه ولی واقعا از ته دلم از خدا میخواستم هروقت هرچی از ته دلم از خدا خواستم برام اجابت کرده ولی اینو بگم من خواستگاری داشتم که دوسال بود میخواست بیاد خواستگاری نه که باهاش دوست باشما نه،خانواده ها باهم در ارتباط بودن دورادور همو میشناختیم ولی هروقت میخواستن پا پیش بزارن یه فامیل درجه یک یا از اونا از ما فوت میکرد بعد تا چهلمش در نیومده یکی دیگه ۵ نفر فوت کردن بعد دو سال من دیگه واقعا خسته شده بودم از این بلاتکلیفی تو این بین هرکی هم میومد خانوادم اجازه نمیدادن میگفتن فلانی اول بیاد صحبت کنیم اگر نشد بعد بقیه بیان
خلاصه بعد ۲ سال خانواده شوهرم سروکله شون پیدا شد اصلا موندم چطوری خانوادم اجازه دادن بیان خونمون چون تا قبلش هرکی میومد میگفتن نه اونا اول باید بیان اصلا انگار طلسم شده بودن همچین قشنگ جور شد بدون هیچ مشکلی بدون هیچ تحقیقی حالا بماند که اون خانواده اولیه چقدر از دستمون ناراحت شدن که صبر نکردیم دیگه اینجا بود همه به قسمت ایمان آوردیم حالا از سمت شوهرمم بماند که اصلا قصد ازدواج نداشته فقط واسه اینکه خانوادشو از سر وا کنه میگه یه خواستگاری برم الکی بعدا عیب بزارم رو طرف که اونم میادو قسمتش من میشم بی چک چونه😁