مثلا خاستمبرم خرید کفش از یکی اشناهامون ب نامزدمگفتم نامزدم گفت خب ب دختر خاهررمم بگو گناه داره کفش میخاد گفتم اکی پیام دادم دختر خاهرش نیمد صاحب مغازه چون اشنامون بود من بین چندتاکفش گیر بودم گفت عکس کفشارو برات میفرستم برو تو خونه فکر کن ب نامزدم گفتم عکس کفشا رو برام فرستاد سریع گفت خب عکسارو بفرس ب دختر خاهرم نشون بدم اول محلش ندادم دوباره گفت تورودوایسی براش فرستادم بعد بهش گفتم خب مثل من انتخاب نکنه گفت باشه ولی لجم گرفت
خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار میکشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله میشویم وبی صدا میمیریم..