2777
2789
عنوان

قصه ى من😊

| مشاهده متن کامل بحث + 100150 بازدید | 741 پست

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت سی ام و پنجم- بخش پنجم







امین یکم خوابید و بعد دوش گرفت و  لباس پوشید از اتاق خواب اومد بیرون و در اتاق سهیل رو باز کرد و گفت : حاضر شو بریم پیش مامانت ...

زود باش وقت ملاقات نزدیکه من دیروز هم نبودم ....

سهیل بدون  چون و چرا گفت : چشم الان میام بابا ...سیما تو حال (هال)  نشسته بود گفت : من دیگه نیام صبح مریم جون رو دیدم ..وای چقدر این ادوکلن شما خوشبو ست ..اسمش چیه ؟ امین گفت : نمی دونم مریم برام می خره من تو این چیزا وارد نیستم ... سوگند خوابه ؟

سیما گفت : بله خوابیده می خواین صداش کنم ؟

امین جواب نداد و خودش رفت طرف اتاق سوگند و زد به در و پرسید سوگند جان  بابا میای بریم  بیمارستان ؟

سوگند خواب آلود  گفت : آره حتما الان حاضر میشم ......

امین وقتی برگشت سیما چایی ریخته بود و گذاشته بود رو اوپن یک ظرف شوکولات و چند تا بیسکویت کنارش و با حالتی خیلی خودمونی گفت : آقا امین تا چایی نخورین نمی زارم برین ...

امین گفت : بَه ,,چایی آماده بود؟ دست شمادرد نکنه ..

این چند روزه اصلا وقت چایی خوردن نداشتم ...

تا بچه ها حاضر می شدن سیما کنار امین نشست و آهسته گفت : الهی بمیرم ..کاش زود تر اومده بودم بهتون می رسیدم ....

امین از لحن اون خوشش نیومد زود چایی رو داغ سر کشید و کفششو پاش کرد و زیر لب گفت خدا حافظ و رفت ...

بچه ها هم دنبالش ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت سی ام و پنجم- بخش ششم







امین وقتی رسید پیش مریم دور و بر تختش پر بود ..

با همه سلام و احوال پرسی کرد ..سهیل مثل یک بچه ی کوچیک خودشو انداخت تو بغل مریم و گریه اش گرفت ...

مریم  با اون دست های ظریف و لاغرش اونو نوازش کرد و گفت : عزیز دلم گریه نکن ..من یکی دو روز دیگه میام خونه برای چی گریه می کنی مرد گنده پسر دل نازک من ,,... زود نرو پیشم بمون می خوام باهات حرف بزنم ......

وقتی نسرین با امین  رو بوسی می کرد با اعتراض گفت :تو چت شده ؟دیروزم نبودی الانم آخر وقت اومدی ؟  کجایی ؟

مریم رو ول کردی به امان خدا ؟ ...

امین گفت : دنبال کار مریم بودم برای همون چیزا که تو شکمش بود ...مامان نیومده ؟

گفت : امروز یکم حال ندار بود .....

امین تو یک فرصت رفت پایین و به دکتر بهاری زنگ زد و پرسید : ببخشید حال دکتر چطوره ؟ بهتر شدن ؟حرفی نزدن کار کی بوده ؟ بهاری گفت : چرا حتما خودتون هم تا حالا فهمیدن ...

آقا امین کار پسر شما بوده ...

دکتر ازش شکایت کرده ...

امین گفت : من حالا با پسرم حرف می زنم ..ولی خوب ما هم شکایت کردیم ...کار ایشون که بدتر بوده ...

گفت : کار پسر شما عمدا و کار ایشون که اصلا گردن نمی گیره غیر عمد بوده اینا با هم فرق داره ...شما الان کجایین ؟

امین گفت : بیمارستان پیش خانمم ..حسابی این آقای دکتر زندگی منو مختل کرده هیچ کاری هم از مون بر نمیاد ..خوب پسر منم بزرگه می فهمه ..نمی دونه چطوری غیظ شو خالی کنه ..شما با دکتر حرف بزن ..

گفت : چشم ولی الان خیلی ناراحته و عصبانیه ..خودشو تو مورد خانم شما مقصر نمی دونه ...

دوتا دستیار اونم که اون روز باهاش بودن ,, این گردن اون میندازه اون گردن این ..حالا تا ببینم ,,این موضوع با کار پسر شما گره ی کور شد .....

از همون جا زنگ زد به آرمین ..خودش گوشی رو بر داشت ..

فورا گفت : آرمین جان ببین برادرت وقت داره بریم پیشش دکتر گفته که کار سهیل بوده و ازش شکایت کرده ....

آرمین گفت :  شما زود بیا دفتر داداش منم الان میام ..








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت سی ام و پنجم- بخش هفتم






امین برگشت بالا و خودشو به مریم رسوند و گفت : عزیزم چیزی لازم نداری من باید برم پیش وکیل ..

برای کار دکتر بر می گردم اینجا برات توضیح میدم...سهیل توام با من بیا ..

مریم گفت : بزار پیشم بمونه باهاش کار دارم ...

امین فکری کرد و گفت : باشه پس صبر کن من بیام با هم بریم خونه متوجه که هستی ؟ ....

ملاقات کننده ها که رفتن مریم سوگند و سهیل رو صدا کرد و گفت :زود همه چیز رو برای من تعریف کنین ..

سوگند گفت : چیزی نیست مامان جون چی رو تعریف کنیم ؟

مریم گفت : حرف اضافه نزنین داره دلم میاد تو دهنم مُردم اینقدر  استرس داشتم,, بگین زود باشین هراتفاقی افتاده به من بگین ...سهیل زد زیر گریه ..

از موقعی که وارد بیمارستان شده بود دلش می خواست با مادرش حرف بزنه ....

گفت : تقصیر منه مامان ...تو رو خدا منو ببخش قول میدم دیگه از این جور کارا نکنم به خدا پشیمونم ...

مریم گفت : اول بگو ببینم چیکار کردی ؟

گفت : رفتم یه گوش مالی دکتر رو بدم ..اول که به من و بابام توهین کرد ....بعدم  تا زدم تو سینه اش افتاد رو زمین منم زدمش ..به خدا نمی خواستم این طوری بزنمش که نا کار بشه ..نفهمیدم چی شد ....

مریم پرسید : حالا بابات برای همین رفته ؟ سوگند گفت : فکر کنم ...به ما هم چیزی نگفت .....

خیلی محکم گفت : این بار اگر چیزی رو ازم پنهون کنین نمی بخشمتون ..خودتون می دونین که من متوجه ی همه چیز هستم ...









#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت سی ام و پنجم- بخش هشتم







امین با سجادی مشورت کرد ...

اون می گفت : چیزی مهمی نیست چون صدمه ی مهمی ندیده ولی از این فرصت می خواد استفاده کنه تا دهن شما رو ببنده یکی داره راهنماییش می کنه ...

می خواد  جلوی شکایت شما رو بگیره الانم بهانه ی خوبی دستش اومده حتما پر زور میاد جلو ..من فکر می کنم به اون شدت هم که وانمود می کنه نبوده ...فکر کنین سه ,چهار ساعت حرف نزده ...

من باور نمی کنم ضربه مغزی که نشده بوده ... میگن عکس هم چیزی رو نشون نداده ..پس صبر کنین ..

اگرم اشکالی پیش بیاد نهایتش اینه که دیه می خواد ..

خوب ما هم تقاضای خسارت می کنیم .....

امین روح و روانش خسته بود بر گشت بیمارستان ...

اون  اصلا عادت نداشت جز کاری که تو فرش فروشی می کرد که تازه  تمام حساب و کتاب ها و سر و کله زدن با مشتری ها هم به عهده ی یدالله خان بود کار دیگه ای بکنه .....

مدتی پیشِ مریم موند و در مورد کار سهیل حرف زدن و سه تایی برگشتن خونه ...

وقتی وارد شدن دیدن چراغ ها روشنه ..خونه تمیز و مرتب شده بوی غذا همه جا رو گرفته ..و میز برای شام آماده است ..

سیما کلی هم به خودش رسیده بود و با یک لبخند از اونا استقبال کرد .....

امین با وجود همه ی گرفتاری های فکری که داشت متوجه ی نگاه غیر عادی و بی پروای سیما شد ....








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان ببخشيد امروز دير شد شوهره مريض بچه مريض هى ميگه اين و بده اب پرتقال بگير اون كارو كن فرصت نشد ميدونيد مردا خونه باشن و مريضم باشن چه مكافاتيه 😩😂به هر حال ببخشيد 🌹

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان هیجانی شد دوباره. سیما چه دختر بیشعوریه. نمک نشناس

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟.... آنقدر محو که یکدم مژه بر هم نزنی؟ مژه بر هم نزنم تا که زچشمم نرود...... ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی..❤️

واقعا ممنونم رم عزیز که با این همه گرفتاری بازم زحمت میکشی داستانو میزاری فکر کنم داستان داره مهیج میشه

سوگیلیم عشق الماسا وارلیق بوتون افسانه دیر, عشقدن محروم الان اینسانلیغا بیگاندیر
واقعا ممنونم رم عزیز که با این همه گرفتاری بازم زحمت میکشی داستانو میزاری فکر کنم داستان داره مهیج م ...

خواهش مى كنم عزيزم 😘

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
داستان هیجانی شد دوباره. سیما چه دختر بیشعوریه. نمک نشناس

اره واقعا بعضى از اين زنها فهم ندارن اخه تو از زندگى يه زن ديگه چى ميخواى خودشون محق ميدونن هر كارى بكنن 😠

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

بنظرم همون نصرت  یکم دقش میداد داستان جذابیتای بیشتری داشد:/

بنده به عنوان یه عضو از جامعه نینی سایتی و جامعه ایران مخالفتمو از ازدواج در سن زیر ۱۸ سال اعلام میکنم و هر جا صحبتی در این مورد باشه ساکت نمیمونم.همونطور که حجاب من که یک مسئله شخصیه از نظر شما به شما و شوشو!هاتونو جامعه و قایق و کشتی و این حرفا مربوط میشه ازدواج شما در سن پایین که تبعات زیادی در جامعه داره ،جدا از دلسوزی به منم مربوط میشه. حداقل در سن قانونی ازدواج کنین! برنگردین به صد سال قبلو قبل ترش!از یک کار اشتباه دفاع و تبلیغ نکنین! مثال نقض نیارین که فلانی خوشبخته فلانی اندازه ۴۰ ساله ها میفهمه.کار اشتباه اشتباهه😕حتی اگه خوشبختم بشید خیلی چیزا رو از دست دادین و خیلی مسوولیت هایی که مناسب سنتون نبوده رو دوشتونه (کپی امضای یک کاربر)از اتصال مغزوزبونتون مطلع باشیدبعد نظربدید  
دوستان ببخشيد امروز دير شد شوهره مريض بچه مريض هى ميگه اين و بده اب پرتقال بگير اون كارو كن فرصت نشد ...

ممنون رم عزیز وای این سیما کار دستشون میده امین واز راه به در میکنه 

این کاربری دست دو نفره. (خدایا شکرت برای ‌وجودت )

منم حس میکنم امین دم به تله میده و کارو خراب میکنه.

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟.... آنقدر محو که یکدم مژه بر هم نزنی؟ مژه بر هم نزنم تا که زچشمم نرود...... ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی..❤️

اون قدر بچه هاشو  طلبکار از پدر بار آورده مریم که ممکنه  امین دلگرم نباشه به قدر کافی  به زندگی و پاش بلغزه.....


ممنون رم عزیزم....

به آینده فکر کن....هنوز کتابهایی برای خواندن،غروب هایی برای تماشا کردن و دوستانی برای دیدن وجود دارند.
اون قدر بچه هاشو  طلبکار از پدر بار آورده مریم که ممکنه  امین دلگرم نباشه به قدر کافی &nbs ...

خواهش مى كنم عزيزم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ممنون رم عزیز وای این سیما کار دستشون میده امین واز راه به در میکنه 

خواهش مى كنم عزيز دلم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792