2777
2789
عنوان

قصه ى من😊

| مشاهده متن کامل بحث + 100164 بازدید | 741 پست

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت بیست و سوم- بخش هفتم





گوهر بیچاره مثل ابر بهار اشک میریخت نمی دونست چی بگه  ..

گفت : امین جان بیا مادر بریم مریم رو پیدا کنیم خودش با تو حرف زد ؟

امین گفت : نه یک خانمی به من زنگ زد ...

یدالله خان گفت : آخه چرا ولش کردی ای بابا از دست شما ها چرا درست ازش نپرسیدی مریم کجاست ؟ ..

غلامرضا خان پرسید: آقا امین ببینم  پولی ؟ طلایی همراش نبود ؟

نهال گفت : چرا پولاشو و یک مقدار از طلا هاشو برده ...

گوهر خانم زد تو سرشو گفت:  یا قمر بنی هاشم تو رو به اون دست بریده ات  به فریادم برس ...

حتما بلایی سرش آوردن که پولاشو بگیرن و گرنه چرا بچه ام زنگ نزنه ...

وا مصیبتا ..

پری خانم گفت ..تو رو خدا دلتو بد نکن دل ما رو هم به شور ننداز بیا بشین همه با هم منتظر میشیم ببینم چی میشه انشالله خیلی زود زنگ می زنه و چشم هممون روشن میشه ...

غلامرضا گفت : نه من میرم به پلیس خبر بدم اونا دنبالش می گردن و پیداش می کنن نمیشه دست رو دست بزاریم و بشینیم ..

یدالله خان گفت : حالا تا ظهر هم صبر کنیم شاید خبری شد اون زنه کی بود ..به امین قول داد و گفت جاش اَمنه پس یکم دیگه طاقت بیارین ...

اما با حرفایی که امین شنیده بود طاقتی براش نمی موند بود  ..

هزار تا فکر خیال به سرش زده بود ولی نمی تونست به خاطر گوهر  و غلامرضا حرفی بزنه ....


مریم وقتی ظرف شیرینی رو آماده کرد و گذاشت تو اتاق .. سعید دامنشو کشید که بیا بازی کنم من قایم بشم تو چشم بزار ..

مریم همین کارو کرد ..تا مهری اومد بالا دید مریم شاد و شنگول داره با بچه ها قایم موشک بازی می کنه و می خنده ...

نگاهی بهش کرد و گفت : دختر تو شوهر داری بیا بهش زنگ بزن دلواپست میشه بیچاره ,,,,نگاهش کن داره با بچه ها بازی می کنه ......

مریم گفت : حالا که بهش خبر دادیم دیگه نگران نیست فردا می زنم ..امشب نه تو رو خدا ....

مهری گفت : مامان میگه  به صاحبخونه ما پول دادی .. دستت درد نکنه ..می ذاشتی سر و صدا می کرد و میرفت ..دو سه روز دیگه حقوق می گرفتم بهش می دادم  ..

این چند ماه خرجم زیاد شده بود ...نتوستم کرایه رو جور کنم....چی فکر کردی من وقتی دیدم کیفتو تو لباست قایم کردی آوردمت اینجا کرایه ی خونه ی ما رو بدی ..

حواستو جمع کن به شوهرت زنگ بزن بیاد تو رو ببره  تا پولاتو تموم نکردیم ...






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت بیست و سوم- بخش هفتم





گوهر بیچاره مثل ابر بهار اشک میریخت نمی دونست چی بگه  ..

گفت : امین جان بیا مادر بریم مریم رو پیدا کنیم خودش با تو حرف زد ؟

امین گفت : نه یک خانمی به من زنگ زد ...

یدالله خان گفت : آخه چرا ولش کردی ای بابا از دست شما ها چرا درست ازش نپرسیدی مریم کجاست ؟ ..

غلامرضا خان پرسید: آقا امین ببینم  پولی ؟ طلایی همراش نبود ؟

نهال گفت : چرا پولاشو و یک مقدار از طلا هاشو برده ...

گوهر خانم زد تو سرشو گفت:  یا قمر بنی هاشم تو رو به اون دست بریده ات  به فریادم برس ...

حتما بلایی سرش آوردن که پولاشو بگیرن و گرنه چرا بچه ام زنگ نزنه ...

وا مصیبتا ..

پری خانم گفت ..تو رو خدا دلتو بد نکن دل ما رو هم به شور ننداز بیا بشین همه با هم منتظر میشیم ببینم چی میشه انشالله خیلی زود زنگ می زنه و چشم هممون روشن میشه ...

غلامرضا گفت : نه من میرم به پلیس خبر بدم اونا دنبالش می گردن و پیداش می کنن نمیشه دست رو دست بزاریم و بشینیم ..

یدالله خان گفت : حالا تا ظهر هم صبر کنیم شاید خبری شد اون زنه کی بود ..به امین قول داد و گفت جاش اَمنه پس یکم دیگه طاقت بیارین ...

اما با حرفایی که امین شنیده بود طاقتی براش نمی موند بود  ..

هزار تا فکر خیال به سرش زده بود ولی نمی تونست به خاطر گوهر  و غلامرضا حرفی بزنه ....


مریم وقتی ظرف شیرینی رو آماده کرد و گذاشت تو اتاق .. سعید دامنشو کشید که بیا بازی کنم من قایم بشم تو چشم بزار ..

مریم همین کارو کرد ..تا مهری اومد بالا دید مریم شاد و شنگول داره با بچه ها قایم موشک بازی می کنه و می خنده ...

نگاهی بهش کرد و گفت : دختر تو شوهر داری بیا بهش زنگ بزن دلواپست میشه بیچاره ,,,,نگاهش کن داره با بچه ها بازی می کنه ......

مریم گفت : حالا که بهش خبر دادیم دیگه نگران نیست فردا می زنم ..امشب نه تو رو خدا ....

مهری گفت : مامان میگه  به صاحبخونه ما پول دادی .. دستت درد نکنه ..می ذاشتی سر و صدا می کرد و میرفت ..دو سه روز دیگه حقوق می گرفتم بهش می دادم  ..

این چند ماه خرجم زیاد شده بود ...نتوستم کرایه رو جور کنم....چی فکر کردی من وقتی دیدم کیفتو تو لباست قایم کردی آوردمت اینجا کرایه ی خونه ی ما رو بدی ..

حواستو جمع کن به شوهرت زنگ بزن بیاد تو رو ببره  تا پولاتو تموم نکردیم ...



#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️
#قسمت بیست و سوم- بخش هشتم





مریم گفت : فدای سرتون شما اینقدر خوبین که من نمی دونم چطوری ازتون تشکر کنم شما منو از تو کوچه تو اون برف نجات دادین فکر نمی کنم هر کسی این کارو بکنه ..پول در مقابل کار شما ارزشی نداره ...
مهری گفت : همه ی اینا رو گفتی برو زنگ بزن خیال اون مرد رو راحت کن منم کار مهمی نکردم هر کس بود همین کارو می کرد ..
راستی امروز تا رفتم بیمارستان همه سراغتو گرفتن از جمله دکتر فلاح خیلی برات نگران بود..
صدای زنگ در اومد ..
مهری خودش رفت درو باز کرد و  همراه دکتر اومدن بالا ...
دکتر به محض اینکه چشمش به مریم افتاد ..خندید و گفت : چقدر صورت شما عوض شده ؟ مثل اینکه اینجا خیلی  خوشحالین ؟
مریم گفت : سلام ......
دکتر باز با خنده گفت : نمی خوای برگردی خونه ی خودت ؟
مریم گفت : ببخشید هنوز نمی دونم ...ولی می خواستم از زحمت هایی که برای من کشیدین تشکر کنم ..اون زمان خیلی نیاز به کمک داشتم ..نمی دونستم این همه آدم خوب تو این دنیا هست ...
دکتر همین طور که میرفت به اتاق بغلی برای دیدن مریضش گفت : این همه آدم خوب نه ..مهری خانم یک جواهره,,  تو بیمارستان و در مونگاه همه ی ما رو اون شاد نگه می داره ..
من یکی که هر بار می ببینمش خستگیم در میره ..







#ناهید_گلکار
@nahid_golkar



#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

#قصه_ی_من 😊🌿 ❣️

#قسمت بیست و سوم- بخش نهم





وقتی کار دکتر تموم شد و نسخه نوشت ..

اومد و به مهری خانم که دنبالش راه میرفت گفت : وضعش خوب نیست باید آزمایش بده ..تازه کمرش احتیاج رسیدگی داره  اگر نه برای همیشه از کار میفته ..چرا بیمارستان بستریش نمی کنی ؟

گفت : آقای دکتر مادر شوهرم بیمه نیست ..اقدام کردم منتظر اونم اگر بیاد حتما این کارو می کنم ...

دکتر گفت : تو بیار بخوابونش من برات درست می کنم دفترچه شو بعدا بگیرن نگران نباش نمی زاریم بهت فشار بیاد ..تو که از خودمونی ...آخه تو چرا اینقدر عزت نفس داری، نه, نه مغروری ...

مهری بلند خندید و گفت  کجای کاری دکتر جون ...امروز کرایه خونه ی ما رو مریم داده ..دیگه غرور برای آدم می مونه !؟..

حالا قراره بقیه ی پولا شو هم بگیریم بعد ولش کنیم تو کوچه بره ..دیدی کیفشو چطوری قایم کرده ؟ فکر کرده از دست ما می تونه دَر بره ؟

دکتر گفت : راستی مریم خانم چرا خانواده ات رو نگران می کنی زنگ نمی زنی ؟

مهری می گفت دلت نمی خواد بر گردی خونه ات آره ؟ ..و نگاه عمیقی به چشم های مریم کرد....

طوری که صورتش سرخ شد و سرشو انداخت پایین و گفت : چشم همین الان زنگ می زنم ....

وقتی دکتر رفت حدود ساعت نه بود مریم فورا گوشی رو بر داشت و زنگ زد ..مشغول بود ....

دوباره زد مشغول بود ...

بعد پشیمون شد و گفت : نه ولش کن فردا می زنم ....

و فردا صبح وقتی مهری سیما رو بر داشت و رفت سر کار ..

فکر کرد زنگ بزنه ..ولی دید آسیه خانم داره ظرفای دیشب رو می بره پایین ... و رفت به کمک اون و تا ظرفا رو شستن  و خونه رو تمیز کردن  و برای ناهار تدارک دیدن  ...

نزدیک ظهر بود ...نشست کنار بخاری و خیره شد به تلفن ...

آسیه خانم گفت : برو زنگ بزن دخترم ..نگرانت میشن اینقدر دل سنگ نباش ....

مریم بلند شد و گفت : میشه شما امین رو صدا کنید بیاد  ، نمی خوام با کس دیگه ای حرف بزنم ...

آسیه خانم گوشی رو گرفت و مریم شماره رو ...امین که هنوز بی تابانه کنار تلفن بود جواب داد ..بله الو ...الو ؟

آسیه خانم پرسید : آقای امین ؟ من با ایشون کار دارم ...

امین دستپاچه و هراسون شده بود و گفت: خودم هستم شما ؟ ...

آسیه گوشی رو طرف مریم دراز کرد و بلند گفت : بیا  شوهرت بود ...

امین اینو شنید و داد زد مریم ...

مریم جان تو رو خدا باهام حرف بزن خودتی ؟






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

سلام عزيزم شما خوندين اين كناب و

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
من سرچ كردم راحت هم دانلود شد

مرسى از اينكه راهنمايى كردين كتابش هيج تصويره روش نداشت

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

ممنون عزيزم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
نه ولى تو نت نوشته بود ٣تا كتابه 

من فقط اولى رو خوندم نميدونستم سرگذشت خود نويسندس

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
مرسی عزیزم ، الان دارم داستان زندگی یه پیرزن رو میخونم توی پر بازدیدای نی نی سایته اونم داستانش جالب ...

راستش خيلى حوصله ى خوندن داستانهاى بى سرو تهى كه بعضى كاربرا ميذارن و ندارم داستان هاى زندكى كه معلوم نيست راسته دروغه اون وسط هم يه عده از كاربرا ميان هى ميخوان مچ گيرى كنن داستانهاى منسجم تَر كه بدونم نويسنده اى داره كه بدونه چى داره مينويسه رو ترجيح ميدم. ولى بازم ممنون از شما دوست عزيزم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

ممنون رم عزیز مریمم شورشو درورده چه جراتی داره والا اونم تو اون دوره زمونه حالا مریم درسشم میخونه دکتر میشه ولی امین زیاد عرضه نداره 

این کاربری دست دو نفره. (خدایا شکرت برای ‌وجودت )

ممنون رم عزیز مریمم شورشو درورده چه جراتی داره والا اونم تو اون دوره زمونه حالا مریم درسشم میخونه دک ...

خواهش مى كنم عزيزم اره منم فكر مى كنم شورشىو دراورده

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز