2777
2789
عنوان

نمیخوام موج منفی بدم اما

109 بازدید | 13 پست

از خواهر شوهرم ب معنای واقعی کلمه بیزارم

من اصولا از ادما بی دلیل متنفر نمیشم مگر اینکه یک حرکتی ازشون ببینم


از روز اولی ک وارد خانواده شوهرم شدم بنا رو بر این گذاشتم که با همه مهربون باشم و دوسشون داشته باشم ولی چند شب پیش که رفتیم خونه برادرشوهرم متوجه شدم همین خواهرشوهرمم اونجاس تا ما از در وارد شدیم همگی هول کردن انگار داشتن یه موضوعی رو پنهان میکردن من خیلی بهم برخورد این رفتارشون


قضیه از این قراره ک همین خواهرشوهرم و پسرش باهم مشکل دارن و پسرش اونو از خونه بیرون انداخته و خواهرشوهرم زمانی ک پسرش خونه بود میومد خونه باباش و این موضوع از کسی پنهان نبود برای ماهم اخر همه اصل قضیه رو مادرشوهرم تعریف کرد


دختر برادرشوهرم بچس درو که برای ما باز کرد بهمون گفت علی زنگ زده(علی پسر خواهرشوهرم) که قهر بودن و ما همونجا فهمیدیم ک باز بحث سر چیه ک اینا هول کردن و نمیخواستن من و شوهرم یا شاید خود من از این قضیه خبردار بشیم

تا ما از در رفتیم خواهر شوهرم ک داشت با تلفن حرف میزد یه سلام مصلحتی کردو رفت اتاق پشت سرش دختراش و جاریم هم رفتن تو اتاق از نظر من این رفتارشون خیلی زننده بود واقعا...

دلم میخواست همون لحظه برگردم خونمون

اخه من اصلا ادمی نیستم ‌که دنبال حاشیه باشم و از مشکلات دیگران خوشحال بشم 

من فقط اینکه منو غریبه دونستن خیلی ناراحتم کرد من اینجا غریبم خانوادم پیشم نیستن اونارو خانواده خودم میدونستم

ولی اونا جاریمو ک عروسشونه محرم دونستن منم ک عروسشونم نامحرم!!!!

با اینکه من همیشه بهترین برخورد رو باهاشون داشتم

کلا این خواهرشوهرم هر زمان میبینمش ازش حس منفی میگیرم دست خودم نیست قبلا هم یک سری حرفا ازش شنیدم که گذاشتم روی حساب کم عقلیش ولی خب دیگه نمیتونم دوسش داشته باشم

الانم به همسرم زنگ زدم گفت همون خواهرشوهرم بهش زنگ زده گفته بیا عروسم رو ببر ارایشگاه واسه روز عروسیش بره پیش ارایشگر نمونه کار ببینه پسر خودم نیستش

کلا ادمیه که خیر برای هیچکس نداره هیچ همیشه مایع دردسره

الان به همسرم زنگ زدم میگه خونه خواهرم نشستم چای میخورم درصورتی که من ناهار نخوردم که همسرم بیاد باهم بخوریم! 

همسرم ادم بی ملاحظه ای نیست میدونم الان اینقدر تعارفش کردن زیاد ک مجبور شده بره داخل بشینه

اصلا با خودشون فکر نکردن شاید زنش منتظرش باشه توخونه که باهم ناهار بخورن!

واقعا براشون متاسفم

سرنوشت عشق پر تاوان من🖤https://www.ninisite.com/discussion/topic/13075003/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86 تیکه ی مهمی از زندگیمه، ک نباید اینطور میگذشت.. /من بیرحمی روزگارو با اعماق وجود حس کردم🙂 خدایا توی این شهر غریب خودت مراقبم باش😇

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ببین همون بهتر که غریبه بدونن شما رو، برای خودت بهتره، درضمن اینکه الان شوهرت اونجاست نشون میده قطعا یک مشکلی پیش اومده، اصلا توجه نکن تا پات به مشکلات دیگران کشیده نشه و تبدیل نشن به مشکل شما

خودت و انقدر درگیر اونا نکن خانواده شوهر انقدرا مهم نیستن.برا خودت هدف و سرگرمی های دیگه داشته باش.بدون خبر و بدون دعوت سعی کن نری خونه شون‌.الانم غذات و بخور و فکرشون و نکن 

فکر بستنی تو فریزر نمیزاره بخوابممم.....طفلی هم تنهاست هم سردشه😪😪😌
ببین همون بهتر که غریبه بدونن شما رو، برای خودت بهتره، درضمن اینکه الان شوهرت اونجاست نشون میده قطعا ...

باشه چشم

من از دخالت در زندگی دیگران خیلی بدم میاد

ولی مشکل خواهرشوهرم از کسی پنهان نبود

من اصلا مشکلش برام مهم نبود فقط نوع رفتارشون خیلی زشت بود از نظرم توقع نداشتم ازشون

سرنوشت عشق پر تاوان من🖤https://www.ninisite.com/discussion/topic/13075003/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86 تیکه ی مهمی از زندگیمه، ک نباید اینطور میگذشت.. /من بیرحمی روزگارو با اعماق وجود حس کردم🙂 خدایا توی این شهر غریب خودت مراقبم باش😇

برو قشنگ غذاتو بخور .... بیخیال هم باش 


وقتی خواستن ازین به بعد برات تعریف کنن از قضایای خانوادگیشون قشنگ بگو با لبخند هر جور دوست دارن خوش باشن و بحث رو عوض کن این بهترین هست و هیچ وقت حتی حالشونو دونه دونه از مادرشوهر نپرس بگو ان شاءالله که بچه‌ها خوب هستن 

این بهترین راه هست 


شوهرت تعریف کرد فقط گوش کن 

دل چو بستم به خدا حسبی الله و کفی   خدایا به همه اقدامی ها و چشم انتظارها ،فرزندانی سالم و صالح و اهل عطا کن که نور چشمشون هم توی این دنیا و هم اون دنیا باشن   



من اهداف خودم رو دارم

کلا از وقتی ازدواج کردم خونه کل فامیل های شوهرم فقط یکبار الی دوبار رفتم اونم اولیش بعنوان پاگشا

بجز پدر مادرش ک خونه اونام در هفته یکبار میرم بعد شام

۱ سال و نیمه ازدواج کردیم

سرنوشت عشق پر تاوان من🖤https://www.ninisite.com/discussion/topic/13075003/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86 تیکه ی مهمی از زندگیمه، ک نباید اینطور میگذشت.. /من بیرحمی روزگارو با اعماق وجود حس کردم🙂 خدایا توی این شهر غریب خودت مراقبم باش😇

اسی عزیز خیلی حساسی فکر کنم تازه ازدواج کردی یا سنت زیر ۲۰ هست وخامی ب شدت

ب این چیزا اهمیت نده عزیزم اصلا بذار غریبه حسابت کنن 

حوصله داری برای بقیه غصه بخوری؟پنهون میکنن ک بکنن.

ولی ....ولی.. با شوهرت بشین جدی صحبت کن و بگو اولویت بندی کنه  

اینطوری وقت وبی وقت ب بقیه خدمات بده دوروز دیگه سخت ب مشکل میخورین

چرا امضات کم رنگه  اینجانب از سال ۹۶ ب دلیل کاهش ناگهانی گربه ها ذائقم تغییر کرد و پیتزا رست بیف رو جایگزین کردم.نام کاربری قابل تغییر نیست دیگه  
اسی عزیز خیلی حساسی فکر کنم تازه ازدواج کردی یا سنت زیر ۲۰ هست وخامی ب شدتب این چیزا اهمیت نده عزیزم ...

بخدا که من اصلا خانواده همسرم برام اهمیتی نداره و بهشون فکر نمیکنم

فقط الان که زنگ ردم ب شوهرم گفت خونه اوناس و من اینجا گشنه نشستم منتظر اون خیلی ناراحتم کرد فقط همین

وگرنه من خودم هزار اهداف و برنامه دارم بیکار ک نیستم مدام بشینم ب اونا فکر کنم

اره تازه عروسم و ۲۰ سالمه

ولی خام نیستم و اینو کل اطرافیانم بهم میگن

رفتارم کاملا منطقیه

شماهم اگر یک ذره منطق داشته باشی بهم حق میدی ناراحت بشم

سرنوشت عشق پر تاوان من🖤https://www.ninisite.com/discussion/topic/13075003/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86 تیکه ی مهمی از زندگیمه، ک نباید اینطور میگذشت.. /من بیرحمی روزگارو با اعماق وجود حس کردم🙂 خدایا توی این شهر غریب خودت مراقبم باش😇
برو قشنگ غذاتو بخور .... بیخیال هم باش وقتی خواستن ازین به بعد برات تعریف کنن از قضایای خانوادگیشون ...

باشه چشم

ممنونم از راهنماییت عزیزم

سرنوشت عشق پر تاوان من🖤https://www.ninisite.com/discussion/topic/13075003/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86 تیکه ی مهمی از زندگیمه، ک نباید اینطور میگذشت.. /من بیرحمی روزگارو با اعماق وجود حس کردم🙂 خدایا توی این شهر غریب خودت مراقبم باش😇

بیخیال ، چرا انقدر سخت میگیری . مشکل شخصی خواهرشوهرت بوده ، به هر دلیلی دلش نمی خواد یا معذب میشه توی جمع بگه رفته تو اتاق . دلیلی نداره متنفر بشی ازش 😐😐😐

دختراش که جزو همون خانوادن . جاری شما هم شاید به یه دلیلی اومده وسط بحث . هیچ اصراری برای شنیدن مشکلات و دعواهای بقیه نداشته باش . والا آدم خودش به اندازه کافی دردسر و ناراحتی داره ، دیگه نیاز نیست بار غم و غصه بقیه رو هم بکشه .

این مدل حساس بودنا ، آسیبش فقط برای خودته وگرنه که اونا الان راحت نشستن سر جاشون ، شما داری حرص میخوری . پس بیخیال باش تا زندگیت راحت بگذره 

وقتی یه بچه داره راه رفتن رو یاد میگیره و دائم زمین می خوره ، هیچ وقت با خودش نمیگه که شاید من برای اینکار ساخته نشدم
بیخیال ، چرا انقدر سخت میگیری . مشکل شخصی خواهرشوهرت بوده ، به هر دلیلی دلش نمی خواد یا معذب میشه تو ...

این مسئله ی راز نبود

من خودم عقلم ب حدی میرسه که تو مسائل شخصی زندگی دیگران تجسس نکنم

این یک مسئله عمومی بود رسما همه خبر داشتن الی من

انگار ک فقط من غریبه ام

اگه حرفامو خوب میخوندی متوجه میشدی ک اول گفتم من بیخودی از ادما متنفر نمیشم قبلا هم یک سری رفتار های ناشایست از همین خواهرشوهرم دیدم ک جوابش رو ندادم و زدم ب حساب بی عقلیش

سرنوشت عشق پر تاوان من🖤https://www.ninisite.com/discussion/topic/13075003/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%be%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%86 تیکه ی مهمی از زندگیمه، ک نباید اینطور میگذشت.. /من بیرحمی روزگارو با اعماق وجود حس کردم🙂 خدایا توی این شهر غریب خودت مراقبم باش😇
این مسئله ی راز نبودمن خودم عقلم ب حدی میرسه که تو مسائل شخصی زندگی دیگران تجسس نکنماین یک مسئله عمو ...

 شما درسته در جریان دعوا بودی ولی ریز حرفاشون رو که نمی دونی ، شاید مثلا پسره فحش داده به مادرش و اون دلش نمی خواسته جلوی شما جوابش رو بده

ببین دختر خوب من خیلی سال هست که ازدواج کردم و از روی تجربه بهت میگم ، همسر شما قرار نیست با خانوادش قطع رابطه کنه ، پس این تنفر شما فقط باعث آزار خودت میشه . هر بار که باهاشون حرف بزنه ، رفت و آمد کنه ، یا کاری براشون انجام بده ، شما همینجوری اذیت میشی . پس سعی کن خیلی روی حرفا و رفتار ها شون دقیق نشی ، به قول خودت بذار به حساب بی عقلی و رد شو ، فقط به خاطر آرامش اعصاب خودت 

وقتی یه بچه داره راه رفتن رو یاد میگیره و دائم زمین می خوره ، هیچ وقت با خودش نمیگه که شاید من برای اینکار ساخته نشدم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز