بچه ها خیلی حالمبده.
پدرم بیماری اختلال دوقطبی داره.
مادرم ترکمون کرده البته بابام خیلی اذیتش میکردو بشدت کتکش میزد وخودش گفت باید از خونه بری مادرمم مارو ترک کرده رفته پیش آبجیم یه شهر دیگه.
من خیلیییی عذاب میکشم 🥺امنیت ندارم .مدام مورد ضرب وشتم قرار میگیرم.
از طرفی بابای من خیلی آدم بزرگ و مهربونی بود.واقعا دست خودش نیست.نمیتونم مواظبش نباشم.دلم میسوزه براش.
یچه ها حس اینو دارم که تو یه قفس با کلی شیر و گرگ گیر کردم.مدام ترس واسترس دارم .کابوس میبینم💔
خیلی دلمشکسته