2777
2789

شاعر میگه

سعی کردم که بمانی بریدی بدرک

کارمان را به غم رنج کشیدی بدرک

به جهنم که از خانه فراری شده ای

عاشقت بودمو هرگز نشنیدی بدرک

میوه کال غزل بودمو از بخت بدم

تو مرا هرگز از این شاخه نچیدی بدرک

فرق خر مهره وگوهر تو نفهمیدی چیست

جنس پاخورده بازار خریدی بدرک

دانه پاشیدم هر بار نشستم به کمین

سادگی کردی و از دام پریدی بدرک

عاقبت سنگ بزرگی بر سرت خواهدخورد

میکشی ازته دل آه شدیدی بدرک

نوشداروشدی اما به گمانم قدری

دیر به بالای سر کشته رسیدی بدرک

تو کوچه ما هم عروسی میشه حالا میبینی چی میشه💃💃💃

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

2790
2778
2791
2779
2792