دوستم در کل وضع مالی خیلی خوبی دارن و شوهرشم چادر مسافرتی میدوزه و کارگاه داره و بعد نزدیک ۲۰ تا چادر بچگانه واسه بچه اش داره که خیلیاشو گذاشته کنار و اصلا استفاده نمیکنه بعد من گفتم دنبال چادر هستم واسه بچم دست دو قیمت مناسب چون واقعا نمیتونم نوشو بخرم
بعد گفت نه اونارو میخوام به شوهرم بدم ببره بفروشه
گفتمچند یکیشو من بخرم بعد گفت نه دخترم ناراحت میشه دخترشم بلند گفت نه مامان من همبنجوری میدم منکه لازم ندارم کلی چادر دارم
بعد مامانش گفت نه بعدا گریه میکنی و فلان
همش میگم کاش نمیگفتم میخوام بخرم ازش که اونم اینجوری بگه