2777
2789
عنوان

میخوام از شوهرم جدا شم

349 بازدید | 36 پست

سلام خوبین من 8 ماهه که عروسی کردم و دو سال عقد بودم تو این چند وقت هر تحقیری رو تحمل کردم فکر میکردم بعد ازدواج درست میشه ولی بدتر شد 

خیلی حالم بده واقعا دیگه تحمل همسرم رو ندارم خیلی بچه ننست و همه چیو به مامانش میگه دیروز بخاطر اینکه خونشون برا ناهار نموندم کلی دعوام کرد و بد و بی راه گفت و مجبورم کرد زنگ بزنم تک تک از مامان و باباش و خواهرش معذرت خواهی کنم میگفت تو لیاقت محبت اونا رو نداری و این حرفا.  

توروخدا اگه تجربه ای دارین یا راهنمایی ای لطفا بگین مرسی 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

با چه تفکری فکر کردین که بعد ازدواج قراره معجزه بشه؟:)

میدونین شوهرم به اخلاقی داره دو ساعت بعدش دوباره حالتش عوض میشه معذرت خواهی میکنه ولی باز تکرارش میکنه. 

عزیزم بیشترین تنش و مشکلات ازدواج همین ۵سال اول زندگی زناشویی هست

اگر مدارا کنید و بهم احترام بذارید و ی جاهایی ب خاطر شوهرت کوتاه بیایی رام میشه

وگرنه طلاق و ی عالمه مشکل بعدش.....

خب چرا نهار نموندی خونشون؟شما هم انگار داری لج بازی میکنی باهاش

میدونی من سرکار میرم گفته بودم خستم میخوام برم استراحت کنم و تایم استراحتم فقط یک ساعته بعدش دوباره باید برم سرکار اصلا تایم مناسبی نبود که بتونم بمونم 

عزیزم بیشترین تنش و مشکلات ازدواج همین ۵سال اول زندگی زناشویی هستاگر مدارا کنید و بهم احترام بذارید ...

اره اولم همین فکر رو میکردم ولی حتی بعد دو سال رفتاراش که عوض نشده هیچ بدتر هم شده 

فکر کن مثلا من حالم بده منو ول میکنه میره خونه مادرش و خواهرش که حالشون خوب نیست 

عزیزم این رو بدون سال های اولیه ی ازدواج برخلاف تصور چون شناخت واقعی به وجود میاد کم سختی نداره،اما به نظرم سریع به طلاق فکر نکن،راه سیاست و محبت رو پیش بگیر و چیزی که خیلی مهمه از همون ابتدا برای خودت ارزش قائل باش و پاش وایسا یعنی جوری رفتار کن که خصوصا همسرت اصلا به خودش اجازه نده بهت بی احترامی کنه و قشنگ براش این موضوع جابیفته

چون حرمت ها که از بین میره خیلی چیزا مثل اول نمیشه

بعد موضوع فقط همین نیست حرف فقط حرف مادرشوهرم و خواهر شوهرم همیشه هر چی اونا بگن قبول میکنه حتی موکت تو خونمون هم خواهرش اومد انتخاب کرد. 

خواهرشوهرم ازدواج کرده ولی هر موقع ناراحته و اینا زنگ میزنه شوهر من میره پیشش قربون صدقش میره و بغلش میکنه تا اروم شه بعد خودش میگه شوهرش نمیتونه ارومش کنه. 

عزیزم این رو بدون سال های اولیه ی ازدواج برخلاف تصور چون شناخت واقعی به وجود میاد کم سختی نداره،اما ...

چند بار همین کارارو هم کردم ولی متاسفانه یه دوبار دستش هم روم بلند کرده نمیتونم حقیقتش با یه ادمی که نمیدونم بعدا قراره چطور باشه زندگی کنم و ازش بچه دار هم بشم اوضاع خراب تر میشه 

اره اولم همین فکر رو میکردم ولی حتی بعد دو سال رفتاراش که عوض نشده هیچ بدتر هم شده فکر کن مثلا من حا ...

زنذکی همینه

والا منم برا عروسیم هرچی گفتم چجور بگیریم گوش نداد

دست آخر عروسی ک تو تالار میخاستیم بگیریم رو تو خونه گرفت چون خانواده اش اینجوری میخاستن

منم گفتم عروسی برا خانواده ات گرفتی ن من و تو دلم مونده

اما با احترام باهاش رفتار کردم همیشه

الان دیگه خودش از کارش پشیمون شده و خوب حرفم گوش میکنه

فعلا باهاش راه بیا ک انشالله خونه جدا بگیرین

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ساجدت  |  19 دقیقه پیش
توسط   xenomorph  |  19 دقیقه پیش