تو را آرزو میکنم
ندیده و نشناخته مهمان قلبم شدی
بدون آنکه اجازه بگیری صاحب خانه شدی
گلها را آب دادی
چراغها را روشن کردی
پردهها را کنار زدی
و گرمای قلب سردم را بیدار کردی..
تو را آرزو میکنم
انگار کنار تو بودن مثل آرامش دریاست
موجی نداری
خروشان نیستی
آرام و بیصدا قایقها را به این طرف و آن طرف میبری
تو که بودی که قلبم دیوانه شد؟
تو چگونه جهانی داری؟
دوست دارم ببینمت و صدایت را بشنوم
از اینکه قایمکباشکبازی درآوردهای خسته شدم
در صبح تولدم تورا آرزو میکنم🎂❤️
- سمانه