اولش خیلی همه چیز قشنگ بود، رابطمون خیلی قطع و وصل شد، اون به من ابراز عشق میکرد من هم عاشقش شدم، ۶ سال قطع و وصل شد، ناگهانی از زندگیم رفت، بدون اینکه چیزی بهم بگه، هرجا همکه خواستم حرفمو بزنم بلاکم کرد، از آخرین کاتمون ۱ سال گذشته، همو گاهی میدیدیم این چند وقت، اون با یه نفر وارد رابطه کاملا جدی شد. یه دختر خوشگل و خیلی دوست داشتنی، عین گل. من ولی هنوز دوسش دارم، هنوز توی شلوغی دنبالش میگردم، هنوز تو خیابون دنبال پلاک ماشینشم. هیچ کسی رو نتونستم جایگزینش کنم. حتی تصور اینکه مرد دیگه ای جز اون منو لمس کنه حالمو بد میکنه، من خودمو متعلق به اون میبینم هنوز و میدونم خیلی احمقم. یواشکی هی میرفتم با پیج فیک اینستاشو چکمیکردم، کامنتاشونو، تعهدشو که به اون زن میبینم انگار یه چاقو فرو میکنن تو قلبم. هرچیز دوتایی که تو تمام این سالها آرزوش رو این قلب من موند برای اون با عشق انجام میده، ومن فقط حسرت حسهایی که مال من نبود... انقد قلبم تحت فشار بود که رو آوردم به نماز و قرآن، گفتم خدا، قلب من بدجور شکسته، تاوان قلبی که اینجوری شکستو میسپرم به خودت، سپردم به خودش و دیدم به جای من، یه فرشته اومد تو زندگیش،باز قلب من بود که بیشتر شکست... چندبار بعد نماز دعا کردم به درگاهش و گفتم خدا حالا که مال من نیست این عشق کوفتیو از قلب من بیرون کن، دلمو آروم کن، نکرد... قرآن باز کردم چند بار، سوره توبه اومد، فهمیدم که خدا هممنو دوست نداره، امروز طاقت نیاوردم، پیام دادم بهش تبریک گفتم، جوابش بهم میدونی چی بود؟ گفت ،،، خیلی خوبه مثل گل ظریفه شکنندست، من گل نبودم؟، شکننده نبودم؟ الان دیگه شخصیتمم خورد شده و میدونم خدا هم منو دوست نداره. یکسال تمامه که دارم با خودممیجنگم، عذاب میکشم، هربار که بهشون فکرمیکنم انگار آب جوش میریزن رو قلبم، دیگه به ته خط رسیدم، حس میکنم دیگه هیچ چیز این زندگی برام جذاب نیست، نه فقط صرفا چون اون منو نخواست، چون شخصیتم، غرورم، عشقم، زیباییم به خاطر یه زن دیگه بی ارزش شد دقیقا جایی که از اوج دارایی و ثروت سقوط کردم به یک عالمه زیر خط فقر، خانوادم پاشید و توی کارم به مشکل جدی خوردم. و این بار اول نبود که تو زندگیم این اتفاق میافتاد. حتی از خود خدا خواستم زندگیم همینجا تموم شه ولی طبق معمول محلم نداد، بچه ها، هنوز یکم دیگه مونده تا کامل جسارتشو پیدا کنم وخودم تمومش کنم، به نظر شما هم خدایی که تا اینجا صدای دعاهامو نشنیده و شکستن قلبم براش مهم نبوده، این گناهمم زیر سیبیلی رد میکنه دیگه نه؟