خانوما پدر مادر من جدا شدن و اینکه ۲ساله عقدم و اینکه خانواده پدرم احترام میزارم به همسرم در حد سلام علیک من از همون اول برای زندگیم مرز گذاشتم با خانواده همسرم با خانواده پدرم ماهی ۱بار یادوبار میبینمشون ولی مادرم ۲ساله باهاش قهر بودم هر بار باهاش حرف زدم یه حرفایی بهم بار کرد که مص سگ پشیمونم پدرمو خسته کرده بود پدرم خودشو راحت کرد شوهر من اهل رفتامدم نیست من جایی نمیرم زیاد الان مادرم هی قفلی زده که من میخام بیام خونت همسرم میگه بخاطر فوضلی و اینکه مادرم یه آدمیه که جو گیره سادیسم داره کلان منفیه دوست ندارم بهم آسیب بزنه یک بارم رفتم پیشش دیروز آشتی کردم باهاش
فقط میخام بهم راهنمایی کنید که با مادرم چجوری رفتار کنم که به خودش بیاد که منو همسرم دوست نداریم