بابای منم همین بود انقدر قرض داشت و فشار روشون بود اومدن یه شهر دیگه مامانم برادرم رو دوسال هر سه ماه یکبار میدید چون کل روز رو تو روستا درس میداد و رنگ حقوقش نمیدید همش میرفت به قسط د نزول بابام اما گذشت موقعی که من بدنیا اومدم نارس بودم بابام حتی پول نداشت دارو بخره برام میرفت چک میداد و التماس میکرد که دارو بگیره یک شب که نتونسته بود پول قرض کنه برامون دارو بخره یه غریبه کمکش کرد و گفت اگر این کار رو کنی پول خوبی میگیری از اون موقع بابام تو همینکار و درآمدش بالاست خداروشکر