2777
2789
عنوان

بدون شرح

76 بازدید | 0 پست

چشمانِ سیاهِ تو ، دیوانه کُنَد ما را

و این موی پریشانت ، آواره کُنَد ما را


اِی آهوی خُتَن ، خفته در آن برقِ دو چشمت

نیم نگاهی کن ، آتش بزن ای باغِ جنان را


اَندر خَمِ مژگانت خنجری نهفته ، جنگ خواهی؟!

اندکی صبر، ماه درآید و آنگاه بطلب گرگینه ی ما را


زِ شرم رُخَت ، ماه ، رخساره بینداخت و بِرَفت

افتادیم به دامِ تو ، خرسندیم، گلایه ای نیست ما را


با ضمیرِ " ما " دگر ندارم کاری ، چگونه

به غمزه و عشوه ، آهو بِکُنی گرگی را ؟!!!


من همان گرگم و افتاده به دامِ تو غریب

زنهار ، آهو گشته ام ، دگر نزن تیری را ...


شاعر علی زهتابیان

.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108