هیچی .بخدا من میبینم فیلمو اتفاق مهم هم میوفته ولی یه طوریه انگار اتفاق مهمی نیوفتاده😂
طلا نمیدونم چیکارست تا چه حد نفوذ داره که رفت توی ساواک با صحراب صحبت کرد گفت سوجانو دوس داری؟از حرفای صحراب فهمید ک سوجانو دوس داره .بهش گفت ازادت میکنم ولی باید قول بدی ک با سوجان ازدواج کنی .قربان هم مثل سگ پا سوخته دنبال سوجانه و سوجانو میخواد.ب سوجان گفت من فقط عاشق تو بودم .
از اون طرف اون سرهنگ ک شوهره ثریا یود نمیدونم دنبال چه مدارکیع ک اون مدارک دست طلاست .به قربان گفته بود اون مدارکو براش ببره .قربان هم جلوی سرهنگ موشه .سرهنگ یه دونه زد تو گوش قربان و بعدشم مدارکو خواست .قربان گفت هرچقدر گشتم پیدا نکردم .سرهنگ هم گفت اون مدارک دست طلاست میخوای ب پای طلا بیوفت میخوای التماس کن ولی برو پیش طلا و اون مدارکو پیدا کن