2777
2789
عنوان

بزرگترین ترس

119 بازدید | 19 پست

بزرگترین ترسهاتون چیه؟ من خودم ترس از دست دادن عزیزام. ترس از حیوونا خصوصا حشرات. و ترس از بیماری

فقط 30 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

من یکی از ترسام اینه که سوار تاکسی بشم پول نداشته باشم.خیلی وحشتناکه.همیشه هم مراقبم برا همین اتفاق نیفتاده.حالا برای اولین بار سه روز پیش کیف پولمو جا گذاشته بودم خونه بعد شانسی چندجا وسط راه کار برام پیش اومد گفتم نمیصرفه تاکسی بگیرم پیاده میرم به خونه که رسیدم کیفمو جلو میز آرایش دیدم😥ینی قلبم تیر کشید چه بلایی از سرم رفع شد.اگه تاکسی میگرفتم..وای😣

اگر مقدوره برای آرامش روح برادر جوون‌مرگم صلوات بفرستید.    با زور و دعوا و تهدید ازدواج کردم. از اون روز دیگه رنگ خوشی ندیدم. تمام آرزوهایی که داشتم و در مسیرشون بودم دود هوا شد. شوهرم و خانواده‌ش نمی‌تونستن تحمل کنن موقعیت منو. نمیتونستن خودشون رو بالا بکشن، منو محکم کوبیدن زمین. از اون روز نماز و چادرمو گذاشتم کنار. دیگه هیچ امیدی ندارم. هرشب وقت خواب یه دور سناریو می‌چینم که خودم و بچه‌هام قرص بخوریم و بخوابیم و صبح بیدار نشیم. دلم شکسته. ده سال از جوونیم تباه شد. میشه یه روز از دست این مرد خلاص بشم؟ یا قراره این آرزو رو هم به گور ببرم؟

یه ترس دیگه اینکه تو مهمونی غذا کم بیاد برای همین همیشه دوبرابر غذا میپزم آخرشم کلی اضافه میاد قشنگ برای یه وعده ی همه ی مهمونام میمونه میدم ببرن خونه شون

اگر مقدوره برای آرامش روح برادر جوون‌مرگم صلوات بفرستید.    با زور و دعوا و تهدید ازدواج کردم. از اون روز دیگه رنگ خوشی ندیدم. تمام آرزوهایی که داشتم و در مسیرشون بودم دود هوا شد. شوهرم و خانواده‌ش نمی‌تونستن تحمل کنن موقعیت منو. نمیتونستن خودشون رو بالا بکشن، منو محکم کوبیدن زمین. از اون روز نماز و چادرمو گذاشتم کنار. دیگه هیچ امیدی ندارم. هرشب وقت خواب یه دور سناریو می‌چینم که خودم و بچه‌هام قرص بخوریم و بخوابیم و صبح بیدار نشیم. دلم شکسته. ده سال از جوونیم تباه شد. میشه یه روز از دست این مرد خلاص بشم؟ یا قراره این آرزو رو هم به گور ببرم؟
یه ترس دیگه اینکه تو مهمونی غذا کم بیاد برای همین همیشه دوبرابر غذا میپزم آخرشم کلی اضافه میاد قشنگ ...

وای من وسواس دارم تو غذا. منم زیاد درست میکنم 

فقط 30 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108