2777
2789
عنوان

برادر شوهر

348 بازدید | 9 پست

   دوستان  لطفا راهنمایم کنید و خواهش میکنم توهین نکنید من نیاز به کمک دارم نه توهین 🙏🏻  خدا بهتون خیر بده     بچها من از اولی که ازدواج کردم  یه برادر شوهر مجرد داشتم دو سال از شوهرم کوچیک تر  شوهرم با بردارش که مجرده  باهم زندگی میکردن من گه گداری که میرفتم پیش نامزدم اونم اونجا بود خلاصه ما خیلی باهم شوخی میکردیم خیلی 

    از همون اول نمیدونم چرا راحت بودیم  

     خلاصه گذشت الان که نزدیک چند ساله از ازدواجم میگذره هنوزم خیلی باهم راحتیم ولی من نمیدونم چرا همش حس میکنم دارم ب شوهرم خیانت میکنم  با اینکه همیشه همسرم مکالمه و رفتار مارو میبینه و لی من همش بد رفتن برا درشوهرم  حالم بد میشه همش فکر میکنم   اینکه باهاش انقد  راحتم  اینکه اینجوری باهم حرف میزنیم  طبعیی نیست   عذاب وجدان میگیرم نمیدونم چجوری بگم  حس میکنم عادی نیستم و اونم عادی نیست مثلا امشب ی شوخی کرد بش گفتم ببین هرکی جز تو بود ی بلایی سرش اورده بودم  اونم گفت تو دنیا دو نفر  فقط با من اینجوری حرف میزنن یکی خواهرزادمع  ( که تو پرانتز بگم  عاشق خواهر زادشه ) 

  و یکی تو   هیشکی نمیتونه 

   یا مکالمات بدش و ... 

 خلاصه  مشکلمو اینجا مطرح کردم که بگید چیکار کنم   گ گداری  میاد خونمون ولی  از بس  باهم خوب بودیم نمیدونم چجوری   یهو سرد بشم یا حتی عادی بشم     باور کنید دوست ندارم اصلا بیاد خونمون 

    نمیدونم چیکار کنم 

 نمیخوام ب شوهرم خیانت کنم  نمیخوام اشتباه کنم 


میدونم میدونم از اول راحت شدنمون اشتباه بود  الان چیکار کنم   توروخدا فوش توهین نکنید 🙏🏻 

ببین باید آروم آروم کناره گیری کنی مثلا وقتی شوخی می‌کنه یه لبخند بزن دیگه جواب نده که آره کس دیگه بود فلان میکردم که اونم همچین چیزی بگه 

وجدان خودت مهم تر از نظر شوهرته 

خواب نمی برد مرا ... یار نمی خرد مرا ... مرگ نمی برد مرا ... آه چه بی بها شدم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ازش فاصله بگیر کم کم به نظرم داری بهش حس پیدا می کنی

   ‌انقدی ک اون با من حرف میزنه شوخی میکنع شوهرم نمیکنه 

  من اصلا نمیخوام بخدا نمیخوام اشتباه کنم   اصلا نمیخوام بیاد خونمون نمیخوام باهاش ارتباط بگیرم 

 همیشه بد رفتنش حالم بد میشه  همش فکر میکنم نکنه کار من حرف من  نکنع چیزی تو منه

 نکنه من داذم خیانت میکنم   عذاب وجدانم قلبمو درد میاره  

   شوهرم میگه بهش بگیم بیاد

فقط دیگه نمیدونم چیکار کنم چجوری رفتار کنم 

   

‌انقدی ک اون با من حرف میزنه شوخی میکنع شوهرم نمیکنه من اصلا نمیخوام بخدا نمیخوام اشتباه کنم اصل ...

خب باهاش زیاد گرم نگیر به یه بهونه ای تو آشپزخونه بمون مثلا ظرف شستنت رو طولش بده و از این جور کارا که پیشش نباشی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز