ی روز فکر نمیکردم من با ازدواج کردن توی این سن موافق باشم چون شخصیتم طوریه که آدم سردی هستم و اصلا نسبت به محبت یا حتی میل جن سی خیلی نیاز ندارم کلا معتقدم ک دختر باید تلاش کنه روی پای خودش وایسه و ...اما از ی جایی به بعد زندگی خیلی به آدم سخت میگیره مثلا خودم خانوادم خیلی سختگیرن اصلا نه میزارن درست و حسابی پیشرفت کنم ک مستقل باشم منم واقعا آدم کمال گرایی هستم توقعاتم از زندگی زیاده یا باید به دستش بیارم یا برام مهیا کنن اونام بودجشون نمیخوره و فرصت پیشرفت هم ندارن پیششون و کلی مشکل های روحی و روانی باهاشون دارم سر چیزای دیگ
همینه ک فک میکنم ازدواج کنم به نفعمه حداقل میتونم پیشرفت کنم چون من همیشه خودمو اون بالا بالاهامیبینم و تصور میکمم