ati512 مدیر عضویت: 1396/06/31 تعداد پست: 6516 عنوان بیشعوری | مشاهده متن کامل بحث + 372 بازدید | 19 پست چند وقت پبش یه خواستگار داشتم اومد خونمون وشرایطش به من نمیخورد البته از قبل شرایطشو میدونستم چون فامیل بودن هیچی دیگه بعد از رفتنشون دیگه زنگ نزدن حالا مامانم هی میگف نمیدونم چحوری بهشون نه بگم 1396/10/05 | 21:59 1 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
__فرزانه__ عضویت: 1396/07/20 تعداد پست: 6877 کارمند هیچی هم نداره اگه پولدار بود چ میکرد ... فکر نمی کنم دیگه اتفاقی بتونه از ته دل خوشحالم کنه
__فرزانه__ عضویت: 1396/07/20 تعداد پست: 6877 خخخخ ترسیدن بقیه گزینه ها بپرن مثلا خیلی هم زرنگن این چ زرنگیه 😆😆خلن اتفاقا فکر نمی کنم دیگه اتفاقی بتونه از ته دل خوشحالم کنه
میمونمت عضویت: 1396/07/13 تعداد پست: 60614 این چ زرنگیه 😆😆خلن اتفاقا از دید خودشون زرنگی کردن که کسی خبردار نشه وگرنه عین حماقته « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکمهایتان از حرام پر شده و بر قلبهایتان مُهر خورده است.» امام حسین علیه السلام
ati512 مدیر استارتر عضویت: 1396/06/31 تعداد پست: 6516 خخخخ ترسیدن بقیه گزینه ها بپرن مثلا خیلی هم زرنگن به مامانم گفتم هر کسیو هر جا میبینه بگه فلانی اومده خونمون خواستگاری تا حالشون جا بیاد
میمونمت عضویت: 1396/07/13 تعداد پست: 60614 به مامانم گفتم هر کسیو هر جا میبینه بگه فلانی اومده خونمون خواستگاری تا حالشون جا بیاد خخخخخ دقیقا همه جا رفته نگو بنظرم خجالت اوره کارش ادم نفهم « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکمهایتان از حرام پر شده و بر قلبهایتان مُهر خورده است.» امام حسین علیه السلام