میگفت اصلا وسواس انتها نداره
همون نخ در نظر بگیر سرش رو به تهش گره میزنه و ادم داخل همون چرخه مدام میچرخه
و ائمه گفته بودن اگه اشتباه نکنم امام صادق بود
گفته بودن تنها راه نجات از وسواس و وسوسه اینه که به شیطان و تلقیناتش گوش نکنید در اصطلاح نخ رو رها کنید
هرچی گفت برعکس انجام بده
شیطان بعد چند وقت ببینه به هدفش نمیرسه رها میکنه و وسواس از بین میره
الان کسایی که وسواس نجاست دارن برای درمانشون میگن اهمیت ندید و برای نماز لباساتون عوض نکنید
یکی از این افراد میگفت رفتم سرویس یادم رفته دستم با صابون بشورم پس همه خونه نجسه
غذا پختم پس غذا و دهن بچه هام نجسه
حواسم نبود قران خوندم پس قرآن نحس شده داد میزد گریه میکرد که خدا منو عذاب میده من قران نجس کردم من کافرم
بنده خدا رو بیمارستان بستری کردن چون خیلی بهم ریخته بود
هرموقع از این فکرها اومد سراغت بگو یک آیت الکرسی یا حمد میخونم برای محافظت از فلانی که نسوزه
و شعله رو زیاد کن
اولاش سخته
من خودم تو جنگم با خودم
خدا فقط میدونه چقدر عذاب میکشم
ولی قوی باش کم کم وسوسه ت کم میشه و میره