2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

آره وای خیلی عجیب بود 

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

ی نفر بود سرکتاب برام باز کرد و همه چیه زندگیم رو گفت و بهم گفت برگشت فایده نداره قشنگ یادمه بهم گفت تو زندگیت دعا هست بگرد پیداش کن و من دیر پیدا کردم و بهم گفت همسر خبی نصبیت میشه و متاسفانه شماره اون طرف تو گوشی قبلیم بوده گوشیم سوخته و ندارم شماره اش رو چون  برای ی نفر میخاستم😑

♥️در کلاس درس خدا :اونی ک ناشکری میکنه :ردمیشه،اونی ک ناله میکنه :تجدید میشه،اونی ک صبر میکنه:قبول میشه،اونی ک شکر میکنه:شاگرد ممتاز میشه.♥️خدایا شکرت ♥️

کی فالگیر بود ؟ دقیق درست در اومد ؟

یه خانومی بود توی تلگرام برام میگیره 

تارت میگیرم خیییییلی دقیق در میاد 

هیچوقت هم ازم نمیپرسه نیتت چیه و فلان اصلا نمی‌شناستم

البته کلی وقته پیشش نگرفتم دیگه پارسال گرفتم ک گفت قصد داری باردار بشی ولی یه مشکل و مسئله خانوادگی پیش میاد که میوفته برای زمستون بارداریت 

بعد قبل ازدواج هم بهم گفت یبار کلا همه چیزت بهم میخوره ولی باز برمیگردن دقیقا همینا شد

خیلی چیزا گفته بود یادم نیس الان 

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

ی نفر بود سرکتاب برام باز کرد و همه چیه زندگیم رو گفت و بهم گفت برگشت فایده نداره قشنگ یادمه بهم گفت ...

برای من یک نفر خیلی چیزهای خوب گفت تقریبا فقط چیزهای خوب گفت و میگه اتفاق میوفته نمی‌دونم حالا میوفته یا نه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108