سلام از دیروز شوهرم باهام قهره و ی کلمه هم حرف نزده گفتش عید رو با پدر و مادرش با هواپیما بریم مشهد منم خیلی رک برگشتم گفتم من با اونا جایی نمیرم گفتم دو تومن دستت افتاده باز میخوای سر اونو زیر آب کنی لازم نکرده پدر شوهرم ی تعارف زده که هزینه بلیط هارو من میدم ولی اون خودش آه در بساط نداره که از این ناپرهیزی ها بکنه منم نه حوصله مسافرت و گشتن با اونا رو دارم نه میخوام شوهرم توو این گرونی که کلی قسط داریم خرج اونا بکنه گفتم نمیرم خودتون برید ولی بعید میدونم منو تنها بذاره و بره بنظرتون منتظر باشم خودش آشتی کنه یا چی؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دنیا دو روز بیشتر نیستپاشین با هم برینبخند تا دنیا به روت بخنده
آخه ۷ تا بچه ان هیشکی مثل شوهر من پتروس فداکار نیست بقیه عین خیالشون نیست این خودشو برا اونا هلاک میکنه منم میگم چرا توو این وضع که تازه ازدواج کردیم و کلی خرج و قسط داریم بریم این همه هزینه شون کنیم چراغی که به خونه رواست به مسجد حرامه
خاک تو سر این مردا تا یه قرون پول دارن میخانه اول خانواده شونو خوشحال کنن اگه میدونی عید و کوفتت نم ...
پدرو مادرشوهرمنم فوت شدن دوتا خواهرشوهرمجرددارم دیگه شوهرم گفت خواهرم گناه دارن دفعه دیگه انهاراهم میبریم بعد هیچی نگفتم وقتی حرفش شد انها گفتن ماکه از مشهد خوشمون نمیاد ۲۰تومن را بده خودمون مسافرتم نمیخایم به شوهرم گفتم مگه قراره با پول خودمون ببریمشون که این انتظارهارا دارن خوده شوهرم تعجی کردمنظور شوهرم این بود فقط باهم بریم هرکی خرج خودش را بده!