مامانم دوران مجردیم که همش باهام دعوا داشت و گیرای الکی بعد فوت پدرم بیشتر بخاطر فرار از خونه ازدواج کردم. کلا نه واسه ازدواجم ذوق داشت ن حاملگی و... بعد زایمانمم کلا ۷روز اومد اونم چون ناراحتی اعصاب داره روش فشار اومده بود و حتی فکر خودکشی و اینام کرده بود. کلا ابروم هم جلو مادرشوهرم رفت ک مامانم بعد زایمانم نموند خلاصه من بچمو خودم بزرگ کردم الان هفت سالشه. مادرم همش منو با بچه های مردم مقایسه میکنه ک سرکار میرن من لیسانس دارم ولی سرکار نمیرم ب دلایل خودم. منم اینبار عصبی شدم و گفتم خوبه منم مقایسه کنم با مادرای دیگه. مثلا موقع زایمانم ولم کردی. از بارداریم خوشحال نشدی و... خلاصه چن روزه قهریم. بنطرتون حق دارم یا نه؟