2821
2789
خیلی وقت بود دیگه ندیده بودمشون دوباره تو روضه یکی دیدم مامانشو که خیلی بهم نگاه میکرد نگاه های معنی ...

بعد من چون از بچگی یکم درشت بودن و از نظر ظاهری و اینا بالغ بودم و لباسام سر و سنگین بود همیشه یه چشمی بهم داشت از ۱۰ سالگیم و اینا فکر کنم میشناسن منو

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

تو ام لبخند میزدی تا حسابی ب دلش بیاد ک بیان باز منم حس میکنم اینجوری پس میان دوباره حالا این همه جو ...

بلههه تازه پذیرایی هم کردممم🤣،احساس کردم محیط دانشگاه رو دوست ندارم و فکر میکنم اخلاقم و افکارم بعد از دانشگاه عوض میشد چون اکثر دخترای فامیل مون هم همین اتفاق براشون افتاد

بعد من چون از بچگی یکم درشت بودن و از نظر ظاهری و اینا بالغ بودم و لباسام سر و سنگین بود همیشه یه چش ...

ماشالله 

من فق عمه ام میخواس ک اون من علاقه نداشتم💔

بلههه تازه پذیرایی هم کردممم🤣،احساس کردم محیط دانشگاه رو دوست ندارم و فکر میکنم اخلاقم و افکارم بعد ...

اوو پ عالی شد .

چ افکاری داری ک دانشگاه تغییرش میده؟

ماشالله من فق عمه ام میخواس ک اون من علاقه نداشتم💔

تازه یکی هم بقلش تو روضه نشسته بود اومد به مامانم گفت این دختر شماست ماشالا چند سالشونه بعد مامانم سنمو گفت و اینا زنده گفت حیف سنشون به پسرم نمیخوره مامانش فهمید قشنگ پیدا بود داشت میچزید،،وای چقدر متنای من طولانی میشه😅

اوو پ عالی شد .چ افکاری داری ک دانشگاه تغییرش میده؟

عقایدم چون من تاحالا با پسری حرف نزدم یعنی شرایطش هم پیش نیومده بود میترسم هم،با اینکه مذهبی هم نیستم ولی نمی‌دونم چرا خریت کردم ادامه ندادم البته اون موقع هم که باید کنکور میدادم یا اگه میخواستم آزاد برم نمی‌تونستم بابام مغازه خریده بود اصلا پول یه کتاب ۵۰۰ تومنی ساده رو هم نداشتم رشته منم خیلی وسایلش سنگین بود گرافیک بودم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز