سلام دوستان.بچه ها من ی عذاب وجدان دارم ک نمیدونم باهاش چکار کنم من قبل ازدواج باهمسرم عاشق پسر عموم بودم چند سال این عشق دوطرفه و اززمان بچگی بود وکلا ماشیرینی خورده هم بودیم ی عشق پااااااااک وقشنگ فقط منتظربودیم بزرگترشیم تاازدواج کنیم ک متاسفانه اون فوت شد ومن موندم و ی عشق ناکام.خیلی تو حال و هواش موندم و اذیت شدم سنم کم بود هنوز ولی خیلی زودبزرگ شدم ودردداشتم تو سینم حتی دوست داشتم ازدواج نکنم ولی خب نمیشد.حالا شوهرم رو دوست دارم وواقعا عاشقشم اما نمیتونم از فکر عشق اولم بیرون بیام خاطره زیادی هم باهم نداریم نه بیرونی ن تلفنی هیچی هیچی.فقط هر وقت اهنگی میشنوم دلم بگیره یاهرچیز دیگه ناخوداگاه فکرم سمت اون میره اینکه هنوز بعد ده سال باورم نشده.حس عذاب وجدان میکنم اینکه این ی نوع خیانته ولی دست خودم نیس.قلبم هنوز پر از اون عشقه حتی باوحودابنکه نیستش ولی هنوزعاشفشم نمیدونم بااین حس عذاب وجدانم چکارکنم.ببخشید ک طولانی شد
عزیزم خدا رحمتش کنه.به نظر من هیچ اشکالی نداره اگه توی دلت دوستش داری،خب شیرینی خورده هم بودید طبیعیه که مهرش توی دلت تا ابد باشه و اینکه هرگز به همسرت نگو .این اصلا خیانت نیست بلکه یه حس هست.عذاب وجدان نداشته باش اما نزار روی زندگیت تاثیر منفی بزاره
اشکالی نداره عزیزم.فقط اونقدی هست که الان بعد گذست ده یازده طال ازنبودنش و گذشت پنج سال ازاردواجم هنوز فراموشش نکردم.گاهی اونقدر دلم براش تنگ میشه که تنها راه چارم ساعتها گریس وباهیچکسم نمیتونم بگم دردم رو