پدرمامانم فوت شده دایی هام ارثشو بالا کشیدن
زمینایی دارن ک ته نداره کلا هرچقد بری تموم نمیشع
نگو سر مامان و خالمم شیره مالیدن زمینی ک خیلی بزرگه خیلیییی ۵٠هزار متره
۸سال پیش داییم اومده مامانمم برده اونجا امضازدن ک فقط۱هزار مترشواینا میخوان ینی ب هر کدوم هزارمتره برسه از ۵٠هزار متر
مامانم میگه من اونموقع حتی اون زمینم ندیده بودم دیروز رفته دیده
حتی اونم ارث نیست مامانم میگه اونجا روواسهمنو خالت چونجهیزیه درستحسابی ندادن ب اضافه یکی از دایی هام ک عروسیش سخت بوده ب نام اینازدن
شما حساب ببرین۴۸هزار متر واسه داییم میمونه
مامانمم خجالت میکشه انگاری برداراش خوراک لباسشو میدن سالی یبار فقط میان عیددیدنی
اونا خجالت نمیکشن حق خواهراشونو میخورن اینا ی زبون ندارن بگن ما راضی نیستیم اونجا قدم بزارین
بعد این زمین سه تا زمین دیگه دارن ک داییام بین خودشون تقسیم کردن نیم مترم واسه خواهرا ندادن
چارش چیه؟؟