2777
2789
عنوان

بیاین از عشقم براتون بگم

399 بازدید | 36 پست

یازده سال پیش وقتی خیلی بچه بودم عاشقش شدم پسر همسایه مونه خیلی دوستش داشتم تو همون عالم بچگی ولی انقد خوش قیافه بود و دور ورش دختر زیاد بود که نمی‌تونستم بهش بگم منم هستم چون ی کمبودهایی تو خانوادم داشتم که خودمو در حد اون نمی‌دونستم یعنی ..اون کار داشت و خیلی پولدار بودن ..خانواده با شخصیتی داشت و کلا پرستیژ و موقعیت اجتماعی بالایی داشت همه براش سر و دست میشکوندن ..کل روستامون میرفتم خونشون خواستگاری ش ..شاید خاستگار‌ داشتن ی پسر از نظرتون عجیب باش ولی اون ی عالمه خاستگار‌ دختر داشت و منی که خیلی عاشقش بودم ولی جرات نمی‌کردم ابراز کنم خودشم بین همه دخترا عاشق من شده بود تا اینکه هشت تا دختر عمو داشت یک کدومشون از بچگی ناف برش کرده بودن و روستایی ها می‌دونن ناف بر بودن چقد مهمه تو روستا و تا آخر عمر اسم پسره رو دختره میمونه و حتی امکان داره کسی دیگ دختره رو نگیره این شد که خانواده عموش فشار آوردن که باید دختره رو بگیری اینم گفته بود من نمیخام و اینا که آخر معلوم نشد چجوری شد ی عده میگن دعاش دادن و چیز خورش کردن یعنی خانواده خودش الان دارن اینو میگن و خودشم میگه نمی‌دونم چجوری شد که به ازدواج راضی شدم این شد که ازدواج کرد و کلا انکار ن انگار که منی بودم و اون از دور دیدن ها و دست تکون دادن ها و در مدرسه واستادن هایی بوده بامن ..خیلی راحت رفت و نامزد کرد 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

رفته بود دانشجوی شهر دور شده بود و منم خیلی هنوزم دوستش داشتم ولی دیگه نه ازش خبری داشتم و نه برای اینکه متاهل بود اجازه میدادم ی خودم که ازش خبری بگیرم برای همینم هر وقت هر حال تو روستامون میدیدمش سریع فرار میکردم و میرفتم از اونجا که نکنه باهاش چشم‌تو چشم‌بشم و دوباره حالم بد بشع

پنج یا شیش سال عقد دختر عموش بود بدون اینکه حتی ی باز بهش دست بزنه یا کنارش بخوابه اینو همه میدونستن تو روستامون که اونو نمی‌خواسته و منو می‌خواسته 

رفت دانشجو شهر دور شده بود و اونجا عاشق ی دختری میش با وجود اینکه متاهل ام بوده ..با اون دختر می‌خوابن و کلی سفر میرن و کلی خاطره دارن باهم 

دختره ب ی طریقی می‌فهمه این نامزد داره و بدون هیچ حرفی ولش می‌کنه و از همه جا بلاکش می‌کنه و اینم هی دوست دختر پشت دوست دختر میاره و هی از این دختر ب اون دختر می‌ره ،،برای همین کاراشم از دانشگاه اخراج میش و ب اجبار برمیگرده روستامون ..نامزدش بازم دوستش داشته و پاش واستادع ..ولی پسره هنوزم نمیخواستش تا اینکه ی روز ب گفته خودش البته که الان برام تعریف کرده اینا رو ..می‌ره و ب نامزدش میگه نمیخوام عمرتو پای من تلف کنی بیا بریم طلاق بگیریم بازم دختره راضی نمیش‌ و میگه من هستم.و باهات زندگی میسازم اینم کم کم از اونپسر درس خون با قیافه ..با کلاس خانواده دار تبدیل میش ب ی پسری که از داشنگاش اخراج شده و سیگار می‌کشه و قیافه شو تغییر داده وکلا شخصیتش عوض شده ..اولا خیلی نماز خون بود ولی همین که دلش به دانشگاه باز شد تتو زد و کلا نماز رو گذاشت کنار و حتی دیگ خدارو هم قبول نداره الان

اینا همه رو بخاطر لج خانوادش بیشتر انجام میداد چون اون زمان که دختر عموش رو نمیخواست ب زور بهش دادن و اینم کم کم از خانوادش دور شد و به این روز افتاد ..زد دختره که چون زشت بود و پای همه چی پسره واستادع بود معلم شد و سری تو سرا در آورد ..دوست پسر منم وقتی فهمید دختره معلم شده بازم ب اجبار خانوادش خواست باهاش بمونه و چون خودش اخراج شده بود با زنش ادامه بده شایدم بعد ها علاقه ای پیش بیاد ...اینا رو خودش برام تعریف کرده بچه ها چون خودمم همسایه مونه در جریانش هستم بیشتر ..اما اینجا دختره بود که رفت درخواست طلاق داد تا ب نون‌و نوایی رسید 

این زندگی شو بخاطر دوست داشتن دختری که نمی‌خواست ولی ب زور بهش دادن از دست داد ولی همون دختر تا ی سری تو سرا شد سریع رفت دادخواست طلاق داد و البته ناگفته نماند که دوست پسر منم از خداش بود چون همچنان بهش علاقه ای نداشت ..این شد که طلاق گرفتن ..و یه مهریه سه میلیاردی سنگین انداختن گردن دوست پسرم ..بخاطرش افتاد زندان .و از اون پسر مذهبی و خوشحال ..خوشتیپ خوش بر روی تبدیل شد ب ی پسری که زندان رفته شغلی ندارع ،،کسی دیگه بهش زن نمیده،،زیر بار ی مهریه ی سه میلیاردی شده و از همه بدتر زیر فشار غم و غصه هاش قرص مصرف می‌کنه اونم متادون 

و اما من ..تو دورانی که اینا بهش می‌گذشت داشتم تحصیلاتم رو ادامه میدادم ولی از خدا چه پنهون هنوزم دوستش داشتم ولی ب همون خدا با وجود اینکه میدونستم با نامزدش مشکلاتی داره ولی هیچ وقت نخواستم نگاش کنم که من باعث طلاقش بشم میدونستم دیر یا زود طلاق میگیرن اما نمی‌خواستم خودم باعث این باشم برای همینم هیچ وقت با اینکه همو می‌دیدم نگاش نمی‌کردم در حالی که سنگینی نگاهشو همیشه روی خودم حس میکردم ،،این شد که طلاق گرفت و من هنوزم بهش فکر میکردم ..یکسال بعد طلاقش من تو اینستا با چند پیج فیک بهش پیام دادم ببینم تو رابطه هست یا نه دلم میخواست خودمو وسط رابطه یکی دیگ بندازم 

هرچی من بهش میگفتم اون می‌گفت اصلا دختر وفاداری وجود ندارد و تو الکی میگی ..می‌گفت وسط این شرایط ام چرا اومدی ..چرا الان که قرص مصرف میکنم رفتم زندان سربازی نرفتم ،،شغلی ندارم باید مهریه بدم تو اومدی ،،کقت تموم اون دخترا ولم کردن یا اولین حرفی که فهمیدن زنمو می‌خوام طلاق بدم یا دادم حتی ولی تو چرا اومدی ..بهش گفتم من بخدا دوستت داشتم و دارم ..بازم باورش نمیشد ..تموم بیوگرافی عایی که تو این چندین سال گذاشته بود تموم عکسهای پروفایل و استوری هاشو بهش گفتم شاید باورتون نشه بچه ها ولی بدون اینکه حتی جایی یادداشت کنم همشون یادم مونده بود کلا دهنش وا مونده بود مثلا بهش میگفتم شیش سال پیش فلان جا کدوم استوری رو گذاشتی یا بیو گرافی رو ..می‌گفت تو این همه مدت دوستم داشتی چرا نگفتی تا من زودتر طلاق می‌گرفتم ..شاید همون سر چهل روز طلاق می‌گرفتم و این بلاها سرم نمیومد ..گفتم نخواستم زندگی تو خراب کنم گفت زندگیم الان خراب شده دیک ..بخاطر ی اجبار ب ازدواج ..این شد که من باهاش رابطه قشنگی رو شروع کردم که خیلی شیرین بود ..ی مدت همون اوایل خیلی دوستم داشت و همیشه می‌گفت خدارو شکر که میتونم بغلت بگیرم و میتونم باهات حرف بزنم 

ولی هنوزم باورش نمیشد کن واقعا دوستش داشته باشم چون خودشم می‌گفت هیچ دختری هیچ پسری رو تو همچین شرایطی نمی‌خواد ....گفتم مرور زمان بهت همه چیو ثابت می‌کنه همینم شد الان بعد سه سال بهم میگه تو واقعا عاشقم بودی و کاش این همه اشتباه در حقت نمی‌کردم 

همون روزهای اول که بهش اعلام عشق کردم شب و روز باهم بودیم و از گذشته و از اینکه چی بهمون کذشته حرف می‌زدیم ..ده روز نگذشته بود که بخاطر مهریه زنش افتاد زندان

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز