ولی هنوزم باورش نمیشد کن واقعا دوستش داشته باشم چون خودشم میگفت هیچ دختری هیچ پسری رو تو همچین شرایطی نمیخواد ....گفتم مرور زمان بهت همه چیو ثابت میکنه همینم شد الان بعد سه سال بهم میگه تو واقعا عاشقم بودی و کاش این همه اشتباه در حقت نمیکردم
همون روزهای اول که بهش اعلام عشق کردم شب و روز باهم بودیم و از گذشته و از اینکه چی بهمون کذشته حرف میزدیم ..ده روز نگذشته بود که بخاطر مهریه زنش افتاد زندان