من
ی هفته باهاش قهر بودم
یهو صبح زنگ زد پشت سر هم قربون صدقم میرفت و کلی حرف زد و اصرار ک بیا آشتی کنیم حالم بده واقعا
منم گفتم کلاس دارم بعد حرف میزنیم شبش زنگ زدم جواب نداد یچیزی لازم داشتم واسه حس میکردم بجایی هست
فرداش پیام داد عقد بودم اصلا باور نکردم
گفت نمیای ببینمت جوابش ندادم
شب تو خیابون یهو ماشینش از دور دیدم پشت ماشینش وایسادم
اصلا قلبم مث سگ میزد
ک دوستم گفت ی دختره پیششه