تولد ۹سالگیش بود امروز
منم ۱۸سالمه نمیدونم چیشد مامانم اومد با سیم شارژر بزنتش نزاشتم منو زد پرم کرد کنار ابجیمو انقد زد زنگ زدم بابام اومد😭بابامم سرش شیره مالید و رفت سرکارش
بعد اومد انقد سرمو زد به زمین بخدا اون لحظه فکر کردم دارم ضربه مغزی میشم
رو دستم جای چنگشه
۴۵سالشه بابام اعتیاد داشت و اینجوری شد و پرخاشگر اما حالا که بابام خوبه اذیتمون میکنه
من میخام ابجیم عین من نشه انقد منو بچگی میزد کل تنم جای کبودی بود کل فامیلمون میدونن هروقت منو میبینن میگن ملیکا روز بعله برونش باید قبلش یه فس کتک بخوره از مامانش
میخام ابجیم مثل من عقده ای و پرخاشگر نشه اما نمیشه😭
خداروشکر شاغلم از ۸میرم سرکار تا ۶غروب منت صاحبکارای بدردنخورم و میشنوم که خونه نباشم
بعد دلم میسوزه برا مامانم خاک تو سر من کنن😭