گویا چندبار اومده بودن خواستگاری ولی چون هیچکس پسر رو تایید نکرده بود نمیذاشتن ازدواج کنن وقتی مامانم رفته خواستگاری خانواده دختره که مارو میشناختن راضی بودن دختر خانم وقتی دیده مامانش اینا راضیین با دوستش فرارکرده..ولی خداییش خوشگل بود خیلی دوست داشتم عروسمون بشه..قسمت نبود..انشاالله خوشبخت باشه