2777
2789

مثلا می‌خوایم بریم جایی صب میگه نمی‌ریم 

غروب میگه میریم 

آماده میشم میگه نمی‌ریم 

انقدم بحث و دعوا کردم باهاش تا الان فایده نداره 

خستم کرده 

همین الان دوباره یه تصمیم جدید گرفت 

وای دارم روانی میشم از دستش 

دیشب بهش گفتم بخوای اینجوری رفتار کنی نمیمونم دیگه 

چون واقعا دیگه خستم کرده اذیتم


ثبات رای و نظر ندارههمچی ادمی ب مرور اطرافیانش دیگه روش حساب نمیکننبهش همینو بگوبگو قاطع باش هر لحظه ...

آره الان داشتم همینا رو بهش میگفتم 

میگه من هر چی میگم باید گوش بدی نه و نوچ نیاری 

گفتم نه اینجوری نیست مگ من برده تو ام هر لحظه چیز جدید بگی منم انجام بدم منم برنامه دارم برا خودم 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

آره الان داشتم همینا رو بهش میگفتم میگه من هر چی میگم باید گوش بدی نه و نوچ نیاری گفتم نه اینجوری نی ...

اصلا از این خبرا نیس


مگه عصر حجر هس هرررر چی اون گفت گوش بدی


مخصوصا کسی که باری به هر جهت هس و دمدمی مزاج 

اصلا از این خبرا نیسمگه عصر حجر هس هرررر چی اون گفت گوش بدیمخصوصا کسی که باری به هر جهت هس و دمدمی م ...

خستم کرده 

ینی من با همه اخلاقای بدش کنار اومدم جز این مورد 

اصلا تحملش ندارم دیشب داشتم بهش میگفتم یا برو روانشناس خودتو درمان کن یا من نمیتونم بمونم واقعااااا برنامه و نظم داشتن تو زندگی خیلی برام مهمه این آقا هر دقیقه تو سرش یه فکر جدیده 

دیروز انقد حرص خوردم از شدت فشار عصبی نزدیک بود بیهوش بشم به من گفته برو از مدیرت مرخصی بگیر رفتم با زور و زحمت گرفتم اومدم میگه نمی‌خواد دیگه نمی‌ریم جایی وای انقد حرص خوردم انقد حرص خوردم میخواستم پس بیوفتم 

دیشب اون همه باهاش حرف زدم گفتم آدم شده صب بیدار شده باز یهویی تصمیم گرفته بره جایی 

گفتم ولم کن باز شروع کردی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792