2777
2789
عنوان

دیدمش

131 بازدید | 12 پست

امروز خداخدا میکردم ببینمش،برا چند ثانیه دیدمش.همون چند ثانیه م روزمو ساخت .دیدنش در عین اینکه خوشحالم میکنه،اما نمیدونم چرا بعدش واقعا غمگین میشم..کاش میشد بهش بگم چقد بهش فک میکنم.کاش میشدد بگم چقد دوسش دارم

اینجا تنها جاییه که تصمیم گرفتم خودِخودِ واقعی م باشم،چیزی که هرگز هیچ جایی نتونستم.من مدتهاست به یکی از همکارام علاقه دارم،متاسفانه نه میتونم بهش بگم،نه میتونم کاری کنم.انقد شخصیت آروم و متاسفانه مغروری دارم که نمیتونم...فقط نشستم و نگاه میکنم.دعا میکنم که خودش یه کاری کنه.هرروز به شوق دیدنش از خواب پامیشم.اماده میشم و میرم سرکار.کل روزو لحظه شماری میکنم که شده حتی یه دیقه ببینمش و از کنارم رد شه.دلم بهمین خوشه.از انتظار،از استرس و ترسِ از اینکه یه روز خبر ازدواجش رو بشنوم خستم.از عشقی که شاید یطرفه باشه خستم..برام دعا میکنین که بشه؟؟من خودم برا تک تکتون وقتی امضاتون رو میخونم دعامیکنم.بماند به یادگار ۲۰دیماه ۱۴۰۳

حالا ماهایی کا گفتیم دوست داریم تهش چیشد که توام‌بگی💔

[قرنها بعد اگر قبر مرا نبش کنند کفنی نیست تنی نیست نفسی نیست ولی بوی تو جاریست.].دوستان حس شیشمی ۱۰۰درصدی نیستمم ۵۰درصد درست درمیاد۵۰درصد غلط لطفا سوال تکراری نپرسید و هربار تو تاپیکای مختلف سوال نپرسید.جواب سوال خانمایی که چندین بار دادم رو نمیدمم

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

هیچوقت نگو بهش عزیزم

نمیگم یعنی نمیتونم که بگم اما همش باخودم میگم یعنی غم نبودنش رو باید تا همیشه باخودم داشته باشم؟

اینجا تنها جاییه که تصمیم گرفتم خودِخودِ واقعی م باشم،چیزی که هرگز هیچ جایی نتونستم.من مدتهاست به یکی از همکارام علاقه دارم،متاسفانه نه میتونم بهش بگم،نه میتونم کاری کنم.انقد شخصیت آروم و متاسفانه مغروری دارم که نمیتونم...فقط نشستم و نگاه میکنم.دعا میکنم که خودش یه کاری کنه.هرروز به شوق دیدنش از خواب پامیشم.اماده میشم و میرم سرکار.کل روزو لحظه شماری میکنم که شده حتی یه دیقه ببینمش و از کنارم رد شه.دلم بهمین خوشه.از انتظار،از استرس و ترسِ از اینکه یه روز خبر ازدواجش رو بشنوم خستم.از عشقی که شاید یطرفه باشه خستم..برام دعا میکنین که بشه؟؟من خودم برا تک تکتون وقتی امضاتون رو میخونم دعامیکنم.بماند به یادگار ۲۰دیماه ۱۴۰۳

آخه 😍😍ایشالا ک قسمت هم باشیناسمش چیه؟

فدات شم.فرهاد

اینجا تنها جاییه که تصمیم گرفتم خودِخودِ واقعی م باشم،چیزی که هرگز هیچ جایی نتونستم.من مدتهاست به یکی از همکارام علاقه دارم،متاسفانه نه میتونم بهش بگم،نه میتونم کاری کنم.انقد شخصیت آروم و متاسفانه مغروری دارم که نمیتونم...فقط نشستم و نگاه میکنم.دعا میکنم که خودش یه کاری کنه.هرروز به شوق دیدنش از خواب پامیشم.اماده میشم و میرم سرکار.کل روزو لحظه شماری میکنم که شده حتی یه دیقه ببینمش و از کنارم رد شه.دلم بهمین خوشه.از انتظار،از استرس و ترسِ از اینکه یه روز خبر ازدواجش رو بشنوم خستم.از عشقی که شاید یطرفه باشه خستم..برام دعا میکنین که بشه؟؟من خودم برا تک تکتون وقتی امضاتون رو میخونم دعامیکنم.بماند به یادگار ۲۰دیماه ۱۴۰۳

حالا ماهایی کا گفتیم دوست داریم تهش چیشد که توام‌بگی💔

امضات چقدد غم داره عزیزم

اما کاش میتونستم بگم بهش.باور کن خستمممممم

اینجا تنها جاییه که تصمیم گرفتم خودِخودِ واقعی م باشم،چیزی که هرگز هیچ جایی نتونستم.من مدتهاست به یکی از همکارام علاقه دارم،متاسفانه نه میتونم بهش بگم،نه میتونم کاری کنم.انقد شخصیت آروم و متاسفانه مغروری دارم که نمیتونم...فقط نشستم و نگاه میکنم.دعا میکنم که خودش یه کاری کنه.هرروز به شوق دیدنش از خواب پامیشم.اماده میشم و میرم سرکار.کل روزو لحظه شماری میکنم که شده حتی یه دیقه ببینمش و از کنارم رد شه.دلم بهمین خوشه.از انتظار،از استرس و ترسِ از اینکه یه روز خبر ازدواجش رو بشنوم خستم.از عشقی که شاید یطرفه باشه خستم..برام دعا میکنین که بشه؟؟من خودم برا تک تکتون وقتی امضاتون رو میخونم دعامیکنم.بماند به یادگار ۲۰دیماه ۱۴۰۳

باورتون میشه خودم تا همین چن وقت پیش به اینحرفا میخندیدم؟؟نمیتونم چطور شد که اینجوری شد و یهو دیدم انقد دوسش دارم.

اینجا تنها جاییه که تصمیم گرفتم خودِخودِ واقعی م باشم،چیزی که هرگز هیچ جایی نتونستم.من مدتهاست به یکی از همکارام علاقه دارم،متاسفانه نه میتونم بهش بگم،نه میتونم کاری کنم.انقد شخصیت آروم و متاسفانه مغروری دارم که نمیتونم...فقط نشستم و نگاه میکنم.دعا میکنم که خودش یه کاری کنه.هرروز به شوق دیدنش از خواب پامیشم.اماده میشم و میرم سرکار.کل روزو لحظه شماری میکنم که شده حتی یه دیقه ببینمش و از کنارم رد شه.دلم بهمین خوشه.از انتظار،از استرس و ترسِ از اینکه یه روز خبر ازدواجش رو بشنوم خستم.از عشقی که شاید یطرفه باشه خستم..برام دعا میکنین که بشه؟؟من خودم برا تک تکتون وقتی امضاتون رو میخونم دعامیکنم.بماند به یادگار ۲۰دیماه ۱۴۰۳

امضات چقدد غم داره عزیزماما کاش میتونستم بگم بهش.باور کن خستمممممم

اهوم غمش هم عین خودمه 

ولی ادما کافیه که بهشون بگی دوست داریم تا کلن بره 

کویر همون دریایی بود که به ساحل گفت دوست دارم 

[قرنها بعد اگر قبر مرا نبش کنند کفنی نیست تنی نیست نفسی نیست ولی بوی تو جاریست.].دوستان حس شیشمی ۱۰۰درصدی نیستمم ۵۰درصد درست درمیاد۵۰درصد غلط لطفا سوال تکراری نپرسید و هربار تو تاپیکای مختلف سوال نپرسید.جواب سوال خانمایی که چندین بار دادم رو نمیدمم

اهوم غمش هم عین خودمه ولی ادما کافیه که بهشون بگی دوست داریم تا کلن بره کویر همون دریایی بود که به س ...

نمیدووووونم.اخر عمری عشق از کجا اومد تو زندگی من اخه

اینجا تنها جاییه که تصمیم گرفتم خودِخودِ واقعی م باشم،چیزی که هرگز هیچ جایی نتونستم.من مدتهاست به یکی از همکارام علاقه دارم،متاسفانه نه میتونم بهش بگم،نه میتونم کاری کنم.انقد شخصیت آروم و متاسفانه مغروری دارم که نمیتونم...فقط نشستم و نگاه میکنم.دعا میکنم که خودش یه کاری کنه.هرروز به شوق دیدنش از خواب پامیشم.اماده میشم و میرم سرکار.کل روزو لحظه شماری میکنم که شده حتی یه دیقه ببینمش و از کنارم رد شه.دلم بهمین خوشه.از انتظار،از استرس و ترسِ از اینکه یه روز خبر ازدواجش رو بشنوم خستم.از عشقی که شاید یطرفه باشه خستم..برام دعا میکنین که بشه؟؟من خودم برا تک تکتون وقتی امضاتون رو میخونم دعامیکنم.بماند به یادگار ۲۰دیماه ۱۴۰۳

نمیدووووونم.اخر عمری عشق از کجا اومد تو زندگی من اخه

هعی هرچی قسمتت باشه هرچی ب صلاحت باشه اتفاق بیفته برات

[قرنها بعد اگر قبر مرا نبش کنند کفنی نیست تنی نیست نفسی نیست ولی بوی تو جاریست.].دوستان حس شیشمی ۱۰۰درصدی نیستمم ۵۰درصد درست درمیاد۵۰درصد غلط لطفا سوال تکراری نپرسید و هربار تو تاپیکای مختلف سوال نپرسید.جواب سوال خانمایی که چندین بار دادم رو نمیدمم

انشالله به عشقت برسی آرزوی خوشبختی وبهم رسیدن از خدا دارم درپناه حق

ممنونم دوست عزیز

اینجا تنها جاییه که تصمیم گرفتم خودِخودِ واقعی م باشم،چیزی که هرگز هیچ جایی نتونستم.من مدتهاست به یکی از همکارام علاقه دارم،متاسفانه نه میتونم بهش بگم،نه میتونم کاری کنم.انقد شخصیت آروم و متاسفانه مغروری دارم که نمیتونم...فقط نشستم و نگاه میکنم.دعا میکنم که خودش یه کاری کنه.هرروز به شوق دیدنش از خواب پامیشم.اماده میشم و میرم سرکار.کل روزو لحظه شماری میکنم که شده حتی یه دیقه ببینمش و از کنارم رد شه.دلم بهمین خوشه.از انتظار،از استرس و ترسِ از اینکه یه روز خبر ازدواجش رو بشنوم خستم.از عشقی که شاید یطرفه باشه خستم..برام دعا میکنین که بشه؟؟من خودم برا تک تکتون وقتی امضاتون رو میخونم دعامیکنم.بماند به یادگار ۲۰دیماه ۱۴۰۳

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز