خواب عقاب دیدم اولش ی دسته بودن اومدن خونه مامانم و بدون اینکه بفهمم عقابن کاری کردم فرار کنم
بعد تو عالم خواب خواهرم ب بابام گفت ببین چیکار کرد همه عقاب ها رو فراری داد خیلی ناراحت شدم
بعد یا خودم گفتم برم حیاط شاید دوباره دیدم
ک عقاب خیلی خوشگل رد شد و ی بچه عقاب اول روی دیوار نشست بعد اومد کنارم
انقد دوسش داشتم تمام در و پنجره ها رو بستم مثل بچه ها تو بغلم میگرفتمش بعدش باهام حرف زد جوجه عقابه