بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من و شوهرم و نی نیمون و پدرشوهرم. مادرشوهرم کار پیش اومده براش رفته جایی، نیست. بقیه فامیلا هم دو تا سه تا خانواده دیگه با همن. بابام اینا و داداشم اینام با همن. لبو رو گذاشتم داره میپزه میخوام با قالب قلبی قالب بزنم بعدشم یه چوب فرو کنم زیرش یه تعداذی درست کنم مثل دسته گل بشه بگذارم توی لیوانی گلدونی چیزی. فعلا همینقدر هنر بخرج دادم برای بقیه تزیینات یه کم نت بگردم ایده بگیرم😊😊
منم دوست داشتم امشبو خونۂ مامانم اینا بودم ولی شوهرم میگه نه
حالا برعکس من خانواده شوهرم یعنی مادر شوهرم سال به سال دلش نمیاد یه مهمون کنه هر سال بریز و بخورمون خونه مامان منه بعد شوهرم تو مسافرتا مامانشو میذاره سرش میبره الان واسه شب یلدا برای مامانش که دعوتمونم نکرده چند تا چیز برده مامان من که دعوت کرده هیچی
مرجان لب لعل تو مر جان مرا قوت، یاقوت بگویم لب لعل تو و یا قوت، قربان وفاتم به وفاتم گذری کن، تا بوت همی بشنوم از رخنه تابوت