2777
2789
ببین عزیزم ی مکانی رو انتخاب کن آروم باشه یک موزیک آروم و بی کلام هم بزار . دفتر تو باز کن با خودکار ...

مرسی عزیزدلممممممممم خیلی لطف کردی گفتی 😍

خداروشکرررررر ک واست شد الهی پایدار باشین 😍😍😍

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

ندیدم عزیزم میشه لطف کنی؟؟

چشم عزیزم بفرما 


ببین عزیزم 


ی مکانی رو انتخاب کن آروم باشه یک موزیک آروم و بی کلام هم بزار . دفتر تو باز کن با خودکار بنویس هر چیزی که دوست داری اتفاق بیفته یادت باشه حین نوشتن فکر کنی که واقعی شده و ذوق زده بشی . و راستی اینم بگم باید حتما تو ذهنت تکرار کنی که اتفاق میفته حتما 


من کردم شد 

ببین عزیزم ی مکانی رو انتخاب کن آروم باشه یک موزیک آروم و بی کلام هم بزار . دفتر تو باز کن با خودکار ...

عزیزم ببخشی اگه اذیت نمیشی میشه یکم با جزئیات بیشتر بگی ؟ مثلا و موقع هایی بنویسم یا مثلا اینکه چطور باشه جمله هام ؟ فقط بگم خدایا من میخوام .... برگرده ؟؟؟ 

اخه یکی از دوستام بهم گفت ب زمان حال بنویس ، میخوام ببینم شما چطور نوشتی 

من انجام دادم 

یادم نیست چطوری بود اما لنجام دادم 

اینم‌ بود : خواب دیدن معشقوق ( یه همچین چیزی ) تو مفاتیح بود .


من زنجانیم خب بعد خواب دیدم خونشون شهرک نصر هست فلان خونه ( اون خونه وجود داشت و فامیلیشون محمدی بود ( فامیلی معشوقه ام هم محمدی بود ) ؛ دیگه واقنی فکر میکزدم خونه ی پسر مورد علاقمه 

مدام هم بهش فکر کردنی عطسه ی صبر میومد ( یعنی صبر کن ؛ یا  دنبتل اون کار نرو ) 

طی یه ماجرایی فهمیدم خونشون تو شهرک نصر نیست ، شهرک هنرستان هست

و از ۱ سال قبلش ( سال ۹۶ ) خوابشو میدیدم مثلا بار اول خواب دیدم داخل اتاق مزرعمون شدم دیدم اونم اونجاست دستهای همو گرفتیم و خوشحال بودیم ؛ از کنارمون تو اتاق یه نهر باریک آب زلال رد میشد من خم شدم و آب خنک خوردم ( تاریخ ۲۲ ام یه ماه قمری بود که خواب در نهایت خوبی است ، مدتی بعد خواب دیدم با یه دسته گل اومد خونمون داد به مامانم و اومد نشست پیشم و یه سیب قرمز داد ؛ مدتی بعد خواب دیدم باهام یه کفش خریدیم و من کفشای خودمو انداختم آشغالی و اون کفشها رو پوشیدم ؛ مدتی بعد خواب دیدم  لباس مجلسی بلند سبز و طلایی تنمه و ملمانم داره دف میزنه و من میرقصم ؛ مدتی بعد خواب دیدم باهام رفتیم یه مغازه ی کلید ساز من کلیدای خونمونو دادم و کلیدای نو برام درست کرد .

همکلاسی سابقم بود 

و دیگه خوابشو ندیدم و ۳ ماه بعد خودش پیداش شد 😵


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792