من با مادرشوهرم دعوام شده بود .. دعوای خیلی بد ..
بچم که دنیا آمد مادر شوهر و پدر شوهرم آمدن دو ساعت خونه مامانم و رفتن
اصلا حرفم نزدیم با مادر شوهرم ..
تا دخترم ۸ ماهش که بود پدر شوهرم مریض شده بود سرطان گرفته بود بنده خدا ..
مادر شوهرم به همسرم زنگ زده بود که بچه رو بیارید ببینه و ..
ما رفتیم سه تایی با هم . اما اگه میگفت بچه رو تنها بیار واقعیت نمیذاشتم بره .