2777
2789
عنوان

در رو روی هیچ کس باز نمیکنم

| مشاهده متن کامل بحث + 1250 بازدید | 73 پست
شمارتو عوض کن،فقط شوهرت وطرف خودت داشته باشن،زیاد تو مهمونیهاشون شرکت نکن ،چون نمیشه بری بخوری ولی ن ...

من بدبخت تاحالا خونه ماما بزرگ شوهرم حتی چای نخوردم خونه هیچ کدومشون نرفتم  تاحالا اصلا اهلش نیستم باشمم تاحالا دعوت نشدم ک برم 

_بعد من اینجوری بودم که وا😶

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چقدر پرووووو ب همسرت بگو فکری کنه ادم احساس ارامش نداره ک

نه دیگ دیشب به احترام شوهرم تحمل کردم امروز درو باز نکردم جبران شه 😂

_بعد من اینجوری بودم که وا😶

یاقمر بنی هاشم چقدر رو مخن خدا صبرت بده..اعصابم بهم ریخت فک کن هرروز استرس داری الان زنگ درو میزنن ی ...

اینا میرن مهمون هستن ولی خاله شوهرم مثل جن بو داده همیشه پشت دره 

_بعد من اینجوری بودم که وا😶

من بدبخت تاحالا خونه ماما بزرگ شوهرم حتی چای نخوردم خونه هیچ کدومشون نرفتم تاحالا اصلا اهلش نیستم ب ...

خوب پس برن گمشن،اگه همسرتم ناراحت شد بگو خودت برو ولی من حوصله اینا رو ندارم

میتونه خودش یا همسرش محترمانه بگن امتحان داره و الان شرایط مهمون داری نداره

عزیزم سرشون نمیشه این چیزا اگ میشد ک نمیومدن 

_بعد من اینجوری بودم که وا😶

واقعا از این رسم مهمون بازی ایرانی و متنفرمیعنی چی اصلاً حریم خصوصی سرشون نمی‌شهنه کار به امتحان دار ...

دقیقا بدتر اینک انتظار دارند بچه هاشونو جمع کن براشون انگار تو زاییدی خب نزاییین

_بعد من اینجوری بودم که وا😶

حیلی بده چجوری از سر خودت بازش کردی

   میومد میگفت ناهار رو درست کن میام پیشت ، بعد میرفت پیش مامانش ، موقع ناهار ، مامانشو و جاریمو و بچه هاشو ور می‌داشت میومد میخوردن و میرفتن ، موقع رفتن میگفت ، دیگه صرف نمیکنه برم خونه خودم ، یه کاری با مامانم دارم ، تو شام رو درست کن تا بیام 😂( تو یه ساختمونیم ) منم دیگه در رو باز نکردم براش 

خوب پس برن گمشن،اگه همسرتم ناراحت شد بگو خودت برو ولی من حوصله اینا رو ندارم

اصن همسرم دیشب کفری شده بود اینا مونده بودن اینجا 

وای پسر دایی شوهرم ۱۰ سالشه ولی بخدا روسری ام می افتاد چپ چپ نگا میکرد اصلا تعجب کردم ازش تا نصف شب مثل اسکالا روسری سرم بود ک بخوابه 

_بعد من اینجوری بودم که وا😶

میومد میگفت ناهار رو درست کن میام پیشت ، بعد میرفت پیش مامانش ، موقع ناهار ، مامانشو و جاریمو و بچه ...

یا خدا یا امام 

چقد پررو 

شام اومد براش ماست و پیاز میزاشتی نوش کنه

_بعد من اینجوری بودم که وا😶

2790
2778
2791
2779
2792