2777
2789
عنوان

بدون شرح

33 بازدید | 0 پست

چو مرغِ شب خواندی و رفتی


دلم را لرزاندی و رفتی


شنیدی غوغای طوفان را


ز خواندن وا ماندی و رفتی


به باغِ قصه به دشتِ خواب


سایۀ ابری در دلِ مهتاب


مثلِ روحِ آزردۀ مهتاب


دلم را لرزاندی و رفتی


چو مرغِ شب خواندی و رفتی


تو اشکِ سردِ زمستان را


چو باران افشاندی و رفتی


سیاهِ شب لاله‌افشان شد


کویرِ تشنه گلستان شد


تو می‌آیی های تو می‌آیی


ز باغِ قصه ز دشتِ خواب


ز راهِ شیریِ پُر مهتاب


تو می‌باری چون گلِ باران


به جام نیلوفرِ مرداب


شعری از محمدابراهیم جعفری

.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108