2777
2789

من این خالم ک الان تو بیمارستانه چند روز دیگه سزارین میشه بیستو س سال بچه دار نشد. ی سال پیش رفت رویان و براش گرفت س قلو 

الهی بی گناهم ز تو....... جز تو نخواهم....اگر عشقت گناه است...... بدان غرق گناهم
من این خالم ک الان تو بیمارستانه چند روز دیگه سزارین میشه بیستو س سال بچه دار نشد. ی سال پیش رفت روی ...

خییلییییی خوشحال شدم‌.بسلامتی و دل خوش.بچه هاش چی ان کی عمل میشه؟بگو مارم دعاکنه.مشکلشون چیبود

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خییلییییی خوشحال شدم‌.بسلامتی و دل خوش.بچه هاش چی ان کی عمل میشه؟بگو مارم دعاکنه.مشکلشون چیبود

شوهرش فک کنم ضعیف بود. دیگه کاشت کرد بچه هاشم س تا دخترن . کیسه ابش پاره شده بچه هاش هنوز کامل نشدن الان دارن امپول میزنن بهش ک سریع کامل شن چند روز دیگه عملش کنن

الهی بی گناهم ز تو....... جز تو نخواهم....اگر عشقت گناه است...... بدان غرق گناهم

بعد سه سال که از ازدواجمون میگذشت تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم ماه اول خیلی امید داشتم کار سنگین نمیکردم خیلی موظب خودم بودم  فکر میکردم به این راحتی باردار میشم ولی زهی خیال باطل تازه اول راه بودم دکتر رفتن های من شروع شد ازمایش   سونوگرافی   عکس رنگی   امپول  قرص و قرص دکتر اولی گفت تو طبیعی باردار نمیشی رفتم دکتر بعدی و از اون هم نتیجه نگرفتم این وسط حرف های اطرافیان ازارم میداد من حتی به خوانواده ی خودمم نگفتم مشکل دارم و همسر عزیزم تو همه ی لحظات با صبوری کنارم بود تا دکتر سوم بعد چند ماه رفتن پیشش گفت شما طبیعی باردار نمیشی بیا ای وی اف دنیا رو سرم خراب شد نا امید شدم تا چند روز فقط اشک ریختم همسرم قبول نمیکرد ای وی اف کنم دیگه به هم قول دادیم دکتر نریم سعی میکردم دیگه بهش فکر نکنم و به زندگیم برسم پاییز بود که یه خونه تکونی درست حسابی کردم موهام رو رنگ کردم تا اینکه یه روز تقویم نگاه میکردم دیدم ای داد بیداد پریودم ده روز عقب افتاده بیبی زدم فوری دو خط شد اصلا باور نمیکردم تا این که همسرم اومد خونه اونم باور نمیکرد چند تا بیبی دیگه هم برام خرید همشون سریع مثبت میشد سریع رفتیم ازمایشگاه بعد نیم ساعت جوابش اومد و مثبت شد دقیقا اذان مغرب بود من و همسرم  دوتایی فقط اشک میریختیم بعد از یه بارداری سخت و استراحت خدا روز نیمه ی شعبان پسرم رو بهمون داد انشاالله قسمت همه ی منتظرا  

ممنون میشم برای خوشبختی و ازدواج خواهرم صلوات بفرستین  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108