تابستان امسال یه ماشین به اسم درامد فروختیم شوهرم زندگیم جهنم کرد پول گرفت برد خانهی ورثه ای که پدرشوهرم توش نشسته خرید براشون سهم عمه هاش داد من راضی نبودم زندگیم جهنم شد ولی بخاطر آرامش بچه هام گذشتم هفته پیش خانه مادر شوهرم بودیم خواهرشوهرم و شوهرم سر یه موضوع بحث شون شد دعوای شدیدی کردن بعد ما بخاطر بچه هام که کوچیک هستن همسرم بلند کردم امدیم همسر الان یک هفته هست میگه من دیگه پدر و مادری ندارم بی خانواده هستم الان ۱۳ ساله عروس شونم بارها بارها پشت همسرم خالی کردن ولی این دفعه واقعا حق با همسر من بود خیلی درحق اش بد کردن ولی یادم افتاد اون روزهایی که با خانواده اش زندگی به من بچه هام جهنم کردن تو دلم گفتم زمین گرده صبر خدا زیاد حق بچه های من گیر کرد تو گلوتون رنگ آرامش دیگه نمیبینید
بهش بگو. عصبانی هم شد مهم نیست. بکوب تو صورتش و شرمندش کن چون این باز یادش میره مگه اینکه خوب بسوزونیش. فکر کن بچته و باید بد بخوره زمین وگرنه راه رفتنو یاد نمیگیره
فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم... تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.
اختلافای این مدلی رو جدی نگیر .شوهرت دو روز دیگه یادش میره
گودرزی هستم؛ تولیدکننده محصولات دستساز و تخصصی پوست. هدف من بازگرداندن درخشش و سلامت به چهره شماست. تمامس محصولات با بالاترین استانداردهای ایمنی برای صورت و دست ساخته میشوند.ابرسانهای من فراتر از یک آبرسان ساده هستند؛ با ترکیب آبرسانی عمیق و مرطوبکنندگی ماندگار، پوست شما را به طور کامل تغذیه میکنند.
اختلافای این مدلی رو جدی نگیر .شوهرت دو روز دیگه یادش میره
فکر نکنم چون هر دفعه این اونا رو ترک میکرد بعد اونا وقتی به مشکلی میخوردن میامدن سراغ اش ولی این دفعه چون دعوا شدید بود هر دوطرف هم ترک کردن آخه واسه اونا خیلی گران تمام شد آبروشون پیش خانواده شوهر سابق خواهرشوم رفت