2777
2789
عنوان

قسمتی از شعر مولانا

104 بازدید | 0 پست

قسمتی از شعر مولانا که میگه... 

که باز گردد عاقبت آن در؟ بلی

رخ نماید یار سیمین بر؟  بلی

..... 

خلاصه جواب بله است... 

انگار داستان عالم کُمدیه تراژدی نیست

همه چیزایی که فکر میکنی نمیشه جوابش "بله"هست، میشه،، 

و بزرگترین بله هایی که آدم بایستی که در دلش قرار بگیره

 و مولانا اینطور گفته.... 

نو بهار حسن آید سوی باغ؟ 

(مفهوم: این پاییز تموم میشه؟)

بشکفد آن شاخه های تر؟ بلی

ساقی ما یاد این مستان کند

بار دیگر با می و ساقر؟ بلی

این سر مخمور اندیشه پرست

مست گردد زان می احمر؟ بلی

من خموش کردم ولیکن در دلم

تا ابد روید نی ُ شکر؟ بلی...

مولانا#  

اسم پسرک تو پروفایلم حنظله هست. توصیف خالق این تصویر درباره امضای کاریکاتوریش شنیدنیه... حنظله امضای من است. هر کجا میروم یا در هر ملاقاتم همه از او میپرسند. من در یک گرداب این کودک را متولد کردم و بعد به مردم تقدیمش کردم. اسم او حنظله است و به مردم قول داده تا جز حقیقت نبیند و نگوید. من او را به شکل کودک نا زیبایی رسم کردم. موهایش شبیه جوجه تیغی است. حنظله چاق نیست، شاد نیست، آرام نیست، و هرگز شبیه کودکان نازپرورده هم نمیباشد او پا برهنه است؛ مانند تمامی کودکان مهاجر به اردوگاه ها. او برای من یک نشانه است که مرا از ارتکاب هر اشتباهی باز میدارد. دستان او در پشت سرش به هم جفت شده اند که شاید نشانی از عدم پذیرش باشد.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز