2777
2789
عنوان

خواهر شوهر

784 بازدید | 56 پست

سلام من با خواخر شوهرم یک ماه میش سر یه مساله ای بحث کردیم چند وقت پیش ها مهمونی داد خونش بعد اس داد به شوهرم در صورتی که من همیشه ز میزنم دعوتش میکنم خلاصه ما نرفتیم شوهرم به نه اورد گفت سرکارم و اینا امروزم خونه ی مادر شوهرم بودیم ز زدن تا فهمیدن ما اونجاییم نیومدن به نظرتون چه جوری برخورد کنم

خدایا به هیچکس اونقدر درد نده که آرامش  و تو مرگ ببینه 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دیگه چه برخوردی شما که همدیگه رو نمیبینید 

وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس  دوست عزیز لطفا متن امضاء من رو بخونید نی نی سایتی گرامی لطفا اگر با کامنتهای من مخالفتی داشتید احساستون رو کنترل کنید و من رو ریپلای نکنید مگر اینکه مستقیما شما رو مخاطب قرار داده باشم یا استارتر تاپیکی باشید که توش پست گذاشتم ، من مایل نیستم هیچ بحث و تبادل نظری با مخالفانم داشته باشم مگر اینکه خودم اعلام آمادگی کنم پس خودتون رو خسته نکنید و با اجتناب از هر بحث بیهوده ای در حق اعصاب و شخصیت من و خودتون لطف بزرگی بفرمایید

همچین حق به جانب میگید تحویل نگیر شاید تقصیر استارتر باشه‌خو  

درسته که هیچکس ندید وقتی خوردی زمین بلند شدی و خودتو تکوندی و با همه زخمات ادامه دادی درسته که حواس هیچکس بهت نیست ولی تحمل کن. صبر داشته باش...
عین خواهر شوهر  من هیچی اصلا محل نده

بخاطر همسرم ناراحتم وگرنه اصلا برای من مهم نیست ولی خوب همسرم خیلی ناراحت شد امروزم اصلا باهام حرف نزد 

خدایا به هیچکس اونقدر درد نده که آرامش  و تو مرگ ببینه 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز