2789
عنوان

دلم گرفته

133 بازدید | 21 پست

بچه ها دلم گرفته واقعا نمی‌دونم باید چکار کنم من تازه ۱۹سالم شده ی سالم نشده سر زندگیمم الان هفت هشت ماهه طبقه بالا مادر شوهرم اینا زندگی میکنیم .شوهرم روز اول بهم گفت خرج خانوادشو میده منم حرفی نزدم گفتم باشه حالا ک اومدم خونشون مامانش خیلی گیر بیخودی میده بهم مثلا شوهرم دیشب اومد از سرکار چون شوهرم رفتم دم در بهش خسته نباشید گفتم .بغلشم کردم بعد اومدیم تو شب خونه مادر شوهرم بودیم شام .

به شوهرم گفتم با لباس کارات نشین لباساتم بو میده برو عوض کن و بیا برگشت مادر شوهرم گفت پسرم بو گل میده این چ طرز حرف زدن با شوهرتع عوض خسته نباشید گفتنته بار اخرته و اینا در صورتی ک من رفتم دم در حتی شوهرم اومد خسته نباشیدم گفتم اصلا حق ندارم با شوهرم شوخی کنم یا حرف کوچیکی بهش بزنم قشنگ باهام دعوا می‌کنه مادر شوهرم میگ سر پسرم حساسم حرفا دهنتو بفهم اون باید بفهمه ک پسرش دیگ شوهر منم هست .نباید دخالت کنه آنقدر حالمو بهم میزنه

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



متوجه هستم که در این شرایط احساس فشار و ناراحتی می‌کنید. زندگی با خانواده شوهر می‌تواند چالش‌هایی به همراه داشته باشد، به خصوص زمانی که اختلاف نظرها و دخالت‌ها بیشتر می‌شود. در اینجا چند پیشنهاد برای مدیریت این وضعیت دارم:


1. **گفتگوی صادقانه با شوهرتان**: سعی کنید با شوهرتان درباره احساسات و نگرانی‌هایتان صحبت کنید. توضیح دهید که چگونه رفتار مادرش تأثیر منفی بر روی شما می‌گذارد و شما نیاز دارید که او از شما حمایت کند. این گفتگو می‌تواند به او کمک کند تا شما را بهتر درک کند.


2. **مرزگذاری**: مهم است که مرزهایی را با مادرشوهر تعیین کنید. به شوهرتان بگویید که نیاز دارید که او در این زمینه از شما حمایت کند و به مادرش بگوید که باید به شما احترام بگذارد.


3. **تقویت اعتماد به نفس**: سعی کنید خودتان را تقویت کنید و به خودتان باور داشته باشید. به یاد داشته باشید که شما نیز حقوقی دارید و می‌توانید در رابطه با خودتان و زندگی‌تان تصمیم بگیرید.


4. **توجه به خود**: در کنار مشکلات، به خودتان توجه کنید. فعالیت‌های مورد علاقه‌تان را انجام دهید و به خودتان زمان بدهید تا احساس بهتری پیدا کنید.


5. **مدیریت تنش**: در مواقعی که احساس تنش و فشار می‌کنید، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید. تنفس عمیق یا تکنیک‌های مدیتیشن می‌تواند به کاهش استرس کمک کند.


6. **پشتیبانی از دوستان یا خانواده**: با افرادی که به شما نزدیک هستند، صحبت کنید و از آن‌ها کمک و حمایت عاطفی بگیرید. این می‌تواند به شما احساس بهتری بدهد.


یادآوری کنید که این وضعیت موقتی است و با گذشت زمان و با تلاش می‌توانید به یک تعادل بهتر دست پیدا کنید.

دختر مازندرانم

تو باید شروع کنی سخت بگیری و ادم بده باشی تا کنترلو دستت بگیری

شاید الان حرفمو نپذیری ولی نذار بعدا بهش برسی

تو اونی باش که گیر میده و سخت میگیره تا نخوان اذیتت کنن

فعلا تلاشمو میکنم تا ببینم چی پیش میاد...

بعضی از مادرا احساس مالکیت دارن رو پسرشون،،تو این شرایط هر کاری کنی چه محبت کنی چه دعوا کنی با شما برخورد بدی میشه

شما وقتی هم محبت میکنی مادر شوهر حسودی میکنه و تلافی

پس بهتره بزنی به دنده بی عاری

همه عالم تن است و ایران دل ❤ هر کجا رو گشتم واژه ای زیباتر از تو پیدا نکردم<< وطنم ایراااان>>

منم دلم گرفته دلم میخاد گریه کنم برا سردار ولی مامانم اینجاس روم نمیشه

کدوم سردار؟

یه جایی خوندم که می‌گفت : هیچ وقت یک مادر رو سرزنش نکنید، چون خودش خیلی بهتر از شما این کارو بلده... هر روز یک احساس سنگینی و غم داره که مدام تکرار میکنه :کاش بیشتر بودم، کاش بهتر بودم و کاش مهربون تر بودم🥺🥺🥺❤وقتی یکی رو میبینین بچه اش کارغلطی کرده هی بش نگید چرا نگفتی،چرا باش حرف نمیزنی،شاید اون بچه...اونوخ بااین حرف دل مادرشوخون میکنی 🧡خدایاشکرت❤🧡پروفایلم نون خالی گذاشتم،دلتون نخواد😐/مهتابی سوخته سابق،حالا کسیم نمیشناسه ها،کلا من گمنامم🥺/😔خون میچکد از دیده در این کنج صبوری ،این صبر که من میکنم افشردن جان است😔/یه صلوات مهمونم کنین🧡❤/شنیدی میگن:به مورسید و پاره نشد؟؟؟؟مو هروقت به مو رسیدم پاره شدم،یعنی یکبار نشد به مو برسم و پاره نشم...😐🫡


بعدشم ازدواج کردم بهم طعنه زد ک خاله ها و دایی هات دعوتت نکردن ما رفت و آمد نداریم باهاشون قعریم پیش داریم اینا گفت این جاریتو میبینی آنقدر دعوتش کردن اون وقت خانواده تو.در صورتی ک خانواده خودش هیچکس شوهر منو دعوت نکرد خیلی رو داره.

پیش جاریم صد تا حرف بهم زد بعد شوهرم اینا رو می‌شنوه میبینه الان بهم گفت مامانم هر چی بارت کرد حق نداری حتی جوابشو بدی فهمیدی گفتم واقعا ک مامان تو منو سکه ی پول می‌کنه نگاه می‌کنی بعد من فقط ب مامانش گفتم مادر جون میشه شما تو مساعل ما دخالت نکنی میگ بار اخرته...

حاج قاسم دیگه

بعد اینهمه وقت حالا؟

ول کن بخدا

حالام که شکر خدا غم نداری

برایکی دیگه میخوای غمگین باشی

یه جایی خوندم که می‌گفت : هیچ وقت یک مادر رو سرزنش نکنید، چون خودش خیلی بهتر از شما این کارو بلده... هر روز یک احساس سنگینی و غم داره که مدام تکرار میکنه :کاش بیشتر بودم، کاش بهتر بودم و کاش مهربون تر بودم🥺🥺🥺❤وقتی یکی رو میبینین بچه اش کارغلطی کرده هی بش نگید چرا نگفتی،چرا باش حرف نمیزنی،شاید اون بچه...اونوخ بااین حرف دل مادرشوخون میکنی 🧡خدایاشکرت❤🧡پروفایلم نون خالی گذاشتم،دلتون نخواد😐/مهتابی سوخته سابق،حالا کسیم نمیشناسه ها،کلا من گمنامم🥺/😔خون میچکد از دیده در این کنج صبوری ،این صبر که من میکنم افشردن جان است😔/یه صلوات مهمونم کنین🧡❤/شنیدی میگن:به مورسید و پاره نشد؟؟؟؟مو هروقت به مو رسیدم پاره شدم،یعنی یکبار نشد به مو برسم و پاره نشم...😐🫡

بعدشم ازدواج کردم بهم طعنه زد ک خاله ها و دایی هات دعوتت نکردن ما رفت و آمد نداریم باهاشون قعریم پیش ...

بهش بگو اما شوهرت نفهمه 

اگرم اون بهش اطلاع داد منکر قضیه شو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز