دیشب مادرش گف صبونه با من تو ناهار بپز برای گارگرا
منم صب ۸ پاشدم ناهار درس کنم
شوهرمم صبونرو با گارکرا میخوره
منم از ۸ داشتم ناهار میپختم و..... ۹ بلند شد اخمو ...
گف تو باید الان صبونه میزدی
گفتم مادرت گف من میزنم گف مامانم واس گارگرا درست گرده ن من در حالی ک زیاد بود سهمم اینم بود
من گشنمه و.. تو تنبلی همش سرت تو موبایل.....
رف
منم قشنگ رید تو عصابم