بچها از اول ازدواجرودست شوهذم دوتا تتو بود یکی چپ یکی راست
رو چپی عذد ۱۳ نوشته که تاریخ تولد خودشه رو دست راستش عدد ۱۱
امشب با خواهر شوهرم اینا داشتیم شوهی میکردیم یهو برگشت به شوهرم گفت اون ۱۱ کیه
شوهرم معلوم بود استرس گرفتع میخندید ولی کاملا استرسی
اومدم تو اتاق گفتم اون ۱۱
کیه من تا حالا حساس نشدم پلی الان دارم دیونه میشم
هیچی نمیگه میگه هیچی نیس
بچها دارم از شوهرم متنفر میشم رفتاراش تو همه چیز داره ابم میکنه نمیتونم چرا نمیتونم برم
دارن میمیرم ولی نمیتونم برم
الان دارم نابود میشم از فکر اون ۱۱