با دخترم که دوسالش بود سر یه موضوعی چند ساعت بحث منطقی و فلسفی می کردم که مثلا فلان کار بده انجام نده اونم با چشم های گرد گوش میداد آخرش گیج میشد میگفت باشه 😅
من همیشه خز بودم و هستم و خواهم بود از خرید های مزخرفی که انجام میدم بعدا ب این نتیجه میرسم که چقد خز بوده یا مثلا اصلا اهمیت نمیدم ب مرتب بودن جایی ک هستم مثلا یبار تو ی جای شلوغ زیر مانتو جلو بازم ی تاپ پر گل قرمز پوشیدم 🫤 یا زمان عقد خیلی بی فکر رفتار میکردم هرشب میرفتم خونه نامزدم میخوابیدم هرشب هفته یا اون میومد بعد همش بابام جنگ داشت انقد نرو من انگار مجبور بودم الان یادم میاد چندش میشم ...یا هی میرفتم با لباس های خز خونه عمه شوهرم که ی شهر دوره با شوهرم دوتایی و میموندیم 🫤🫤 یبار پریود شدم پشت مانتوم خونی بود بعد ک اومدیم بیرون فهمیدم چقدر زشت بوده یا خیلی اصرار داشتم با برادرشوهرم دست بدم🫤🫤اونم مقاومت میکرد جلو بقیه فکرشو کن هی دست دراز میکردم اون دست نمیداد 🤣🤣🤣🤣
من مامان شدم این نام کاربری برای قبل بچه دارشدنم هست ♥️♥️تنها خواستم از خدا اینه هیچوقت منو دخترم از هم جدا نشیم خدای مهربان من ♥️♥️🙏🏻♥️🙏🏻♥️🌱💚عزیزامو سپردم به خودت خداجونم🌻