2821
2789
عنوان

جن دیدم😐

245 بازدید | 26 پست

امروز با پارترم رفتیم بیرون

حوالی ساعت 8 شب 

ما رفتیم یه کافه که از قضا بسته بود و محیطش واقعا ترسناک بود هییییچکس نبود و خیلی تاریک بود

یه اب اونجا بود ما از ماشین پیاده شدیم رفتیم کنار اب من یه دفعه ترسیدم به پارتنرم گفتم برگردیم اما نیومد 

یکم بعد متوجه تغییر حالت پارتنرم شدم همش برمیگشت پشت سرشو نگاه میکرد 

یهو یه چیز سیاااه از جلومون رد شد😑بزرگ بود مث ادم بود ولی جوری نبود که راه بره سرعتش هم بالا بود هییییچکس اونجا نبود هیچکس و اینکه هیچ صدای پایی هم نیومد وقتی رد شد و اونجا انقد تاریک بود که حد نداشت 

من تا اینو دیدم متوجه شدم و فقط دوییدم سوار ماشین شدم پارتنرم هم دنبالم اومد سوار شذ و گفت من خیلی وققته حس کزدم یه چیزی پشت سرمه و قبل ایتکه تو ببینی من دیدم ولی برا اینکه تو نترسی چیزی نگفتم 😐وای خیلیییی بد بووود😑💔

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ما ۳ سال مستاجر یه خونه قدیمی بودیم من حداقل هفته ای ۳ بار یه جای مشخص یه سایه قدبلند میدیدم که زل زده بهم با اینکه واسه من فقط سایه بود و شکل صورتش رو نمیدیم متوجه بودم که داره نگاهم میکنه 

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز