یه حسی بین خواستن و نخواستن
یه حسی بین داشتن و نداشتن
یه حسی بین منتظر موندن و بی خیالش شدن
چرا وقتی قراره با یکی دیگه ازدواج کنه، مهرش به دل ما میفته؟
خوشیش واسه یکی دیگه دلتنگی و عذابش واسه من؟
میگن وقتی خدا بخواد باهات حرف بزنه مهر یه چیزیو میندازه به دلت، حرف خدا این بود که پنج سال عمرتو بزار پاش شبتو باهاش روز کن بعد بگن با یکی دیگه میخواد ازدواج کنه؟
چرا؟
پ.ن: اون اصلا نمیدونه که دوسش دارم، تو یه محله زندگی میکنیم و اصلا تاحالا باهاش حرف هم نزدم!
تو زندگیتون داشتین همچین مسئلهای؟
چیشد؟ رسیدین یا نه؟
تروخدا یه چیزی بگین مهم و حیاتی نبود تاپیک نمیزدم..
کلاس یازدهمم رشتم تجربیه! دارم داغون میشم همه هم سن و سال هام سرشون به کار خودشونه و من همه زندگیمو متوقف کردم تا ببینم چی میشه!
هروقت ف.ا.ل میگیرم میگه بهش میرسی صبر کن دوست داره ولی تا کی؟ خستممم:(